است و يا در هردو محمول و يا در هردو موضوع است و از اين تقسيم سه شكل بيشتر بيرون نميآيد .
( 569 ) ديگران براى حذف شدن شكل چهارم چندين دليل و عذر آوردهاند .
( اولا ) شكل اول با نظم طبيعى موافقت داشته و چهارم كه هردو مقدمهاش بر خلاف اول است ، از نظم طبيعى دور است . و ذهن به سختى از مقدمات به نتيجه انتقال حاصل مىكند . و دور از طبع است .
( 570 ) « ثانيا » اعتبار آن را به سختى ميتوان ثابت نمود . زيرا بسيارى از ضروب شكلهاى ديگر را كه ممكن است به شكل اول برگردانند براى اثبات اعتبار شكل موردنظر به شكل اول برميگردانند .
( 571 ) اين عمل بازگشت دادن در شكل چهارم به سختى انجام مىشود زيرا ضروبيرا كه از شكل دوم و سوم به شكل اول برميگردانند به سهولت و با يك عمل كه معكوس نمودن صغرى يا كبرى باشد انجام مىشود . ليكن بعضى از ضروب شكل چهارم كه قابل بازگشت يافتن به شكل اول هستند با صعوبت يعنى با دو عمل به شكل اول برميگردند .
زيرا بعضى از ضروب با تغيير ترتيب و معكوس نمودن نتيجه و بعضى با انعكاس صغرى و منعكس نمودن كبرى . به شكل اول برگشت داده ميشوند . و اين عمل مضاعف باعث مشقت فوق العاده بوده و ذهن با سختى و مشقت زياد بايستى به نتيجه برسد .
دليلهاى ديگريكه براى سنديت ضروب ديگر اين شكل كه قابل تبديل به شكل اول نيستند مىآورند همگى در نهايت غموض و
منطق نوين ( مشتمل بر اللمعات المشرقيه في الفنون المنطقيه ) ( فارسى ) — صفحة 410
مساهمون: صدر الدين محمد الشيرازي ( صدر المتألهين )
ص٤١٠