( 466 ) لا ممكن از جهت مفهوم لا ممكن است و از آنجهت كه وجود ذهنى دارد ممكن است زيرا لا ممكن وجود پيدا نميكند .
( 467 ) عام مفهوم عام است و با تشخص ذهنى عام نبوده و فرد مشخص معينى است .
( 468 ) لا مفهوم عنوان لا مفهوم است و وجود آن مصداق مفهوم است . زيرا هرچيزيكه تصور شده باشد مفهوم مىباشد .
( 469 ) عدم عدم . از جهت مفهوم عدم است و بحسب مصداق عين وجود مىباشد زيرا سلب سلب عين ايجاب است .
( 470 ) خود معنى حرفى قابل تصور نيست زيرا وسيله و واسطهء تصور معانى ديگر است و خود حرف استقلال مفهومى ندارد تا آن را بتوان تصور نمود . و همچنانكه اعراض خارجى حالت موجودات خارجى هستند و در خارج به حال استقلال وجود ندارند معانى حرفى نيز حالت امورى هستند كه در ذهن تصور گرديده و وجود ذهنى دارند .
معانى حرفى رابط هستند يعنى تصور عوارض را بموضوعات ربط ميدهند و علايق امور ذهنى را به يكديگر بيان ميكنند و خود مستقلا قابل تصور نيستند . بنابراين وقتى مستقلا تصور شوند بحسب مفهوم معنى حرفى هستند و از جهت اينكه مستقلا لحاظ شدهاند معنى حرفى نيستند .
منطق نوين ( مشتمل بر اللمعات المشرقيه في الفنون المنطقيه ) ( فارسى ) — صفحة 361
مساهمون: صدر الدين محمد الشيرازي ( صدر المتألهين )
ص٣٦١