نقيض وجوديه لا دائمه در صورت جزئى بودن
( 456 ) مثال اصل : بعضى انسانها در يك وقتى خندان هستند ( نه هميشه ) .
نقيض قضيهء مزبور : بعضى انسانها هيچگاه خندان نيستند و يا هميشه خندان هستند .
( 457 ) بين دو قضيهء منتشرهء مطلقه و مطلقهء عامه هيچگاه تناقضى واقع نميشود . زيرا مطلقهء عامه تنها بر فعليت حكم در يكى از زمانها دلالت مىكند و زمان در اين قضيه تعيين نشده است .
در منتشرهء مطلقه نيز بضرورت ثبوت محمول براى موضوع در وقت غيرمعينى حكم شده است و ممكن است زمان حكم در هريك از آنها غير از زمان ديگرى باشد و شرط تناقض وحدت زمان است به اين جهت بين آنها تناقضى بوجود نمىآيد .
مثلا اگر بگوئيم پرويز در يكى از زمانها البته در خانه است و زمانى در خانه نيست تناقضگوئى نشده است .
شرط ديگر براى تحقق تناقض وحدت حمل است
( 458 ) اقسام حمل در اول كتاب بيان شد و در آنجا نام دو قسم از اقسام حمل برده شد كه يكى حمل اوّلى ذاتى و ديگرى حمل شايع است . حمل ذاتى در جائى است كه موضوع و محمول بحسب عنوان مفهومى يكى باشند ، خود ماهيت و اجزاء آن بحمل اولى بر خود حمل