واقعى و اعتبارى هردو رافع يكديگرند . ليكن سلب اخص از رفع است و تنها به امور وجودى و واقعى اطلاق ميگردد .
تناقض در مفردات
( 417 ) گفتيم تناقض حقيقى بين وجود و عدم است . و وجود بر دو قسم است : وجود اصلى يا استقلالى . و وجود رابط يا تبعى .
وجود اصلى ثبوت خود موضوع است كه مفاد هل بسيطه باشد .
و وجود رابط ثبوت محمول براى موضوع است كه مفاد هل مركّبه است .
همچنانكه بين وجود و عدم اصلى مثلا بين وجود پرويز و عدم او تناقض يافت مىشود بين وجود و عدم تبعى مثل علم پرويز با عدم علم براى او نيز تناقض محقق است .
تناقض در مركبات يا قضايا
( 418 ) تناقض در قضايا از قسم دومى است كه ذكر شد يعنى عناديكه بين وجود نسبت و عدم آنست اعتبار شده .
( 419 ) قضيه اگر در مورد هليات بسيطه تشكيل شده باشد قضيّهء ذهنى با خارجى موافق نيست زيرا تناقض خارجى بين وجود و عدم استقلالى يعنى ثبوت و عدم شىء واقع شده و رفع وضع راجع به خود شىء است نه صفت آن و ليكن ذهن موضوع و محمول را دو چيز اعتبار نموده و بين آنها نسبتى برقرار مينمايد به اين جهت تناقض بين دو نسبت واقع شده است . مثلا هرگاه ميگوئيم درخت موجود است در خارج درخت و وجود يعنى موضوع و محمول قضيه يك چيز بيش نيستند . اما ذهن آنها را دو چيز اعتبار نموده . مفهوم درخت را موضوع و مفهوم وجود را