قضيهء منفصلهء حقيقيه حالت مفاهيم را بر سه گونه نموده و از نظر بحث و تحليل اعتبارات سهگانهء عقلى مستقل هستند . و اينكه شيخ ما گفته است امكان و امتناع محمولاتى هستند كه مادهء ثبوت آنها براى موضوعات ضرورت است از نظر تحليل صحيح نيست زيرا خود امكان و امتناع كيفياتى هستند كه عقل آنها را براى ماهيات اعتبار مىكند و خود آنها ماده هستند و ماده احتياج بمادهء ديگر ندارد . زيرا ماده كيفيت محمولات ديگر بوده و وجود استقلالى ندارد تا مادهء ديگر خواسته باشد و اگر اينها محتاج بمادهء ضرورت باشند خود ضرورت هم محتاج بضرورت ديگرى بوده و تسلسل لازم مىآيد . و اينكه شيخ گفته است ثبوت ضرورت ماده نميخواهد تخصيص بدون مخصّصى است . زيرا وقتى ضرورت محمول قرار داده شده و داراى استقلال مفهومى گردد چه تفاوتى با امكان و امتناع دارد .
( 412 ) مصنف كتاب ما ضمن تعليقات خود بر كتاب حكمت الاشراق در اينمورد گفته است : تصوركردن ضرورت براى همهچيز و از جمله براى قضاياى وقتيه كه مثلا مىگوئيم هميشه ماه در وقت حايل بودن زمين البته منخسف است يا هرانسانى هميشه بوقت خود نفس ميكشد .
قبول ضرورت براى اينگونه امور بستگى به اين دارد كه دانسته باشيم :
حادثات نسبت بمبادى خود و با مقايسه به نظام جمعى واجب و ضرورى هستند و هيچ امر ممكنى در عالم وجود ندارد . ليكن ادراك نمودن اين مطلب براى عقول متوسط بسيار مشكل است .
- 21 -
منطق نوين ( مشتمل بر اللمعات المشرقيه في الفنون المنطقيه ) ( فارسى ) — صفحة 336
مساهمون: صدر الدين محمد الشيرازي ( صدر المتألهين )
ص٣٣٦