مسامحه آنها را جزء اقسام ضروريه شمردهاند و در حقيقت بايستى جزء اقسام ممكنه بشمار آيند زيرا همچنانكه انسان بالإمكان ايستاده است بطور امكان نيز متحرك اليد است . و ماه بالامكان منخسف است . ضرورت اين گونه محمولات معلول قيود و امورى است كه مقارنهء آنها نسبت بذات موضوع خالى از ضرورت است و باينجهت ثبوت محمول براى موضوع دائمى نميباشد در صورتى كه معنى ضرورت محمول آنست كه نسبت به خود موضوع ضرورت داشته باشد و گرنه همه محمولات ممكنه بدون ضرورت بوجود نمىآيند . نهايت چيزى كه هست ضرورت آنها به امور ديگرى نسبت دارد كه مباين با موضوعند .
ضرورت مطلقه
( 336 ) بعضى ضرورت ازليه و ضرورت ذاتيه را از يك نوع شمرده و مقسم آن دو را ضرورت مطلقه قرار دادهاند . بعقيدهء آنها اين دو قضيه اصناف يك نوع ميباشند .
ضروريه مطلقه : قضيهايستكه بطور اطلاق حكم بضرورت ثبوت محمول براى موضوع شده و ضرورت حكم مقيد بهيچگونه قيد و شرطى غير از خود موضوع نبوده باشد .
ضروريه مطلقه بنا بعقيدهء مذكور بر دو قسم است : ضروريه ازليه و ضروريه ذاتيه .
اين تقسيم مطابق مشهور است و مصنف كتاب ما از آن پيروى كرده است .
ديگران ضرورت ازليه و ذاتيه را دو نوع مختلف شمرده و هر