موضوع صادق مىباشد .
( 267 ) بنابراين اختلاف بين دو قضيه در لفظ و به صرف اعتبار خواهد بود و مصنف كتاب ما در اينجا قول آنها را نقل كرده است .
( 268 ) محققان از علما توجه يافتهاند كه بين اين دو قضيه علاوه بر لفظ بحسب معنى نيز تفاوتهاى بزرگى يافت مىشود :
( 269 ) ( اولا ) در موجبهء معدوله معنائيرا كه متضمن بر نفى است براى چيزى ثابت ميكنيم و به آن ربط ميدهيم . و در سالبه معنى مثبتى را از موضوع ميگيريم و بين آنها قطع رابطه ميكنيم . مثلا اگر بگوئيم اين جسم ساكن است معنى سكون را كه از نفى و حركت تركيب يافته براى جسم ثابت نموده و به آن ربط دادهايم و بنوعى اتحاد محمول با موضوع حكم كردهايم . و اگر بگوئيم اين جسم متحرك نيست معنى حركت را كه ثبوتى مىباشد از آن گرفته و بمغايرت و مباينت آنها حكم دادهايم .
( 270 ) ( ثانيا ) در سالبه محمول معنى بسيط و مثبت دارد بخلاف معدوله كه محمول متضمن نفى و مركب است .
معنى سالبه سلب ربط و معدوله ربط سلب مىباشد و معدوله ايجاب عدول را مىرساند و سالبه رفع ايجاب مىكند .
( 271 ) به همين جهت معدوله در حكم موجبهء محصله است و همچنانكه محصله مقتضى داشتن موضوع است معدوله نيز بدون وجود موضوع ممكن نيست .
( 272 ) اما سالبه كه رفع سلب است احتياجى بوجود موضوع - 18 -
منطق نوين ( مشتمل بر اللمعات المشرقيه في الفنون المنطقيه ) ( فارسى ) — صفحة 288
مساهمون: صدر الدين محمد الشيرازي ( صدر المتألهين )
ص٢٨٨