تخطي إلى المحتوى الرئيسي

منطق نوين ( مشتمل بر اللمعات المشرقيه في الفنون المنطقيه ) ( فارسى ) — صفحة 283

مساهمون:

ص٢٨٣
( 247 ) سالبهء معدوله . قضيه‌ايستكه مشتمل بر دو سلب است يكى آنكه جزء محمول است و ديگرى براى سلب ربط به كار رفته است . ( 248 ) بيشتر مؤلفان كتب منطق محصله را به اسم بسيطه تخصيص ميدهند و تنها موجبه را محصله مينامند . ( 249 ) چنان كه گفته شد اصل در قضيه ايجاب است . و سلب دنبالهء تصور ايجاب حاصل مىشود . زيرا معنى سلب در قضيه ، حكم بعدم وجود محمول براى موضوع است و تا وجود چيزى براى چيزى تصور نشده باشد عدمش قابل تصور نيست . زيرا سلب در قضيه عدم مضاف است نه عدم مطلق . يعنى عدمى است كه به چيز معينى نسبت داده شده . ( 250 ) باينجهت سلب محقق نميشود مگر بعد از آنكه به ايجاب توجه شده باشد و اولا موضوع و محمول و نسبت بين آنها را تصور نموده باشند آنگاه براى رفع توهم وجود اين نسبت ، سلب به عمل آيد . مثلا سلب در هليات بسيطه يا مركبه كه ميگوئيم : پرويز موجود نيست يا پرويز دانا نيست . معنى قضيه آنست كه آنكسيرا كه توهم وجود او يا تصور دانشى براى او شده خود او يا دانش او معدوم است . ( 251 ) بعبارت ديگر سلب رفع مطلق نيست بلكه رفع ايجاب است . باينجهت تصور سلب بعد از تصور ايجاب است . و سلب تحصيلى بمعنى رفع حمل است و براى برطرف‌كردن نسبت ايجابى است كه توهم شده .