ادا نمايد تا گفتارش به مقصود وفا كند به اين سبب براى قضيه موجبه و سالبه اقسام ديگرى پيدا مىشود كه از جهتى بسالبه شباهت داشته و از جهت ديگر ايجاب را نتيجه مىبخشد و مىتوان گفت متوسط بين سالبه و موجبه هستند . بنابراين اقسام قضيه از جهت سلب و ايجاب عبارتست از :
( 1 ) قضيهى موجبه محصله .
( 2 ) سالبه بسيطه كه آن را سالبهى محصله نيز ميگويند .
و دو قسم ديگر كه متوسط بين سالبه و موجبهاند :
( 1 ) معدوله « 1 » .
( 2 ) موجبه سالبة المحمول .
و هريك از اقساميكه ذكر شد از جهت معنى و نيز از جهت تركيب لفظى با يكديگر اختلاف داشته و داراى احكام مخصوصى مىباشند و تفصيل آنها از اين قرار است :
قضيهى موجبهى محصله
( 242 ) ايجاب بمعنى الزام است و در قضيه موجبه محمول براى موضوع الزام و ايجاب گرديده و بربط و پيوستن محمول بموضوع و اتحاد آنها حكم مىشود باينجهت آن را موجبه مىنامند .
محصله از حصول بمعنى وجود است و در قضيهى موجبه وجود محمول براى موضوع ثابت مىشود باينجهت محصله نام دارد .
هامش
( 1 ) معدولهى موجبه و سالبه در تقسيم پنجم مستقلا بيان مىشود . كليهى احكاميكه مربوط بسالبه و موجبه است بايستى در ذيل اين تقسيم ذكر شود ليكن از جهت رعايت ترتيب شرح كه مربوط باصل رساله است و براى پيروى از اصل مطالب پراكنده ذكر شده است .