مقدمهايست . زيرا :
( اولا ) بايستى معلوم شود كه مقصود از وجود ، ذهنى يا خارجى يا اعم از هردو است اگر مقصود وجود ذهنى باشد اين حكم اختصاص بموجبه ندارد زيرا موضوع سالبه هم تا تعين ذهنى نداشته باشد قابل توجه و محكوم به هيچ حكمى نيست و اگر امتياز موجبه بر سالبه به اين باشد كه بايستى موضوع موجبه وجود خارجى داشته باشد بسيارى از موجبهها موضوع خارجى نميخواهند مثل كليه احكام رياضى و هندسى و قضاياى ديگرى كه در اين نزديكى بيان خواهد شد .
( 212 ) براى توضيح اين اشكال بايستى به علت احتياج موجبه بوجود موضوع بررسى كنيم تا حقيقت امر معلوم شود .
سه چيز سبب احتياج قضايا بوجود موضوع است كه بعضى از قضايا واجد هرسه علت و بعضى واجد دو علتاند و در بعضى بيش از يكى يافت نميشود علتهاى سهگانه مزبور عبارتند از : اول حكم .
دوم ايجاب . سوم نتيجه و غايت يا چگونگى حكم كه بستگى بوجود ذهنى يا خارجى داشته باشند .
( 213 ) علت اول حكم است . حكم بطور كلى موجب احتياج قضيه بوجود موضوع است و از اينجهت هيچ فرقى بين موجبه و سالبه نيست زيرا حكم بين دو چيز واقع مىشود و تا طرفين حكم در ذهن حاضر نبوده و تمثل ذهنى نداشته باشند صدور حكم ممكن نيست چه قضيه موجبه يا سالبه باشد .
علت دوم براى احتياج بوجود موضوع ايجاب حكم است .
منطق نوين ( مشتمل بر اللمعات المشرقيه في الفنون المنطقيه ) ( فارسى ) — صفحة 269
مساهمون: صدر الدين محمد الشيرازي ( صدر المتألهين )
ص٢٦٩