تخطي إلى المحتوى الرئيسي

منطق نوين ( مشتمل بر اللمعات المشرقيه في الفنون المنطقيه ) ( فارسى ) — صفحة 269

مساهمون:

ص٢٦٩
مقدمه‌ايست . زيرا : ( اولا ) بايستى معلوم شود كه مقصود از وجود ، ذهنى يا خارجى يا اعم از هردو است اگر مقصود وجود ذهنى باشد اين حكم اختصاص بموجبه ندارد زيرا موضوع سالبه هم تا تعين ذهنى نداشته باشد قابل توجه و محكوم به هيچ حكمى نيست و اگر امتياز موجبه بر سالبه به اين باشد كه بايستى موضوع موجبه وجود خارجى داشته باشد بسيارى از موجبه‌ها موضوع خارجى نميخواهند مثل كليه احكام رياضى و هندسى و قضاياى ديگرى كه در اين نزديكى بيان خواهد شد . ( 212 ) براى توضيح اين اشكال بايستى به علت احتياج موجبه بوجود موضوع بررسى كنيم تا حقيقت امر معلوم شود . سه چيز سبب احتياج قضايا بوجود موضوع است كه بعضى از قضايا واجد هرسه علت و بعضى واجد دو علت‌اند و در بعضى بيش از يكى يافت نميشود علت‌هاى سه‌گانه مزبور عبارتند از : اول حكم . دوم ايجاب . سوم نتيجه و غايت يا چگونگى حكم كه بستگى بوجود ذهنى يا خارجى داشته باشند . ( 213 ) علت اول حكم است . حكم بطور كلى موجب احتياج قضيه بوجود موضوع است و از اينجهت هيچ فرقى بين موجبه و سالبه نيست زيرا حكم بين دو چيز واقع مىشود و تا طرفين حكم در ذهن حاضر نبوده و تمثل ذهنى نداشته باشند صدور حكم ممكن نيست چه قضيه موجبه يا سالبه باشد . علت دوم براى احتياج بوجود موضوع ايجاب حكم است .