لا به شرط باشد قضيه مهمله است . طبيعت لا به شرط آنست كه خود طبيعت بدون هيچگونه خصوصيت و تعين كه به آن پيوسته شده باشد به نظر آيد .
در مهمله موضوع حكم مقيد نيست كه ذهنى يا خارجى ، شخص واحد يا كثير ، عام يا خاص باشد ، و در عين حال با همه اين امور سازش دارد .
از قضيه مهمله هيچ استفاده نميشود كه آيا حكم مربوط به همه حالات ذهنى و خارجى واحد و كثير عام و خاص است يا به بعضى از اين حالات اختصاص دارد يا مربوط بيك حالت معينى از اين حالات است يا مربوط به خود طبيعت است بدون آنكه با هيچ حالتى قرين شده باشد و به همين جهت ميگويند حكم در قضيه مهمله در نهايت ابهام است .
مثل « انسان زيانكار است » از اين قضيه استفاده نميشود كه زيان كارى مربوط به همه يا بعضى در همه حالات يا در بعضى از حالات است .
( 202 ) ( دوم ) قضيه طبيعيه : قضيه در صورتى طبيعيه ناميده مىشود كه موضوع آن طبيعت به شرط لا يعنى به شرط آنكه هيچ قيد خارجى به آن پيوسته نشده باشد ملاحظه گردد .
در قضيه طبيعيه حكم مربوط بذات و طبيعت موضوع است به شرط آنكه هيچگونه محمول عرضى و امور خارج از ذات با آن نباشد و حتى بايستى بقيد عارى بودن از وجود نيز مقيد باشد . در چنين حالتى خواه ناخواه طبيعت بتعين ذهنى مقيد خواهد بود زيرا طبيعت مجرده وجود خارجى ندارد و اگر وجود پيدا كند البته مخلوطه خواهد بود و در ذهن نيز طبيعت مجرده با نحوهاى از اعتبارات عقلى يافت مىشود و الا
منطق نوين ( مشتمل بر اللمعات المشرقيه في الفنون المنطقيه ) ( فارسى ) — صفحة 266
مساهمون: صدر الدين محمد الشيرازي ( صدر المتألهين )
ص٢٦٦