( 214 ) هرگاه در قضيه حكم ايجابى صادر شده باشد علت ديگرى براى وجود موضوع يافت مىشود كه غير از اصل حكم و آن ايجاب حكم است .
معنى ايجاب ملحق نمودن محمول بموضوع و ربط دادن صفتى يا مفهومى بمفهوم ديگر است و تا خود موضوع موجود نباشد چيزى به آن پيوسته نميگردد و حتى موجبههائيكه محمول آنها امور خارجى نبوده بقراريكه ذكر ميشوند در همه ، وجود موضوع لازم است :
1 - جائى كه حكمكننده درصدد بيان حالات و آثار خود ماهيت باشد بدون توجه داشتن بنحوه وجود آن چنان كه در قضاياى رياضيه است .
2 - در جائى كه حكم براى بيان حالت سلبى موضوع صادر شده باشد ، مانند اين قضيه كه اجتماع نقيضين محال است و شريك بارى معدوم است .
3 - وقتى كه محمول معنى سلبى داشته باشد مانند قضيه معدولة المحمول يا مواردى كه محمول از امور عدميه از قبيل كورى باشند . در همه موارد مزبور از جهت ايجاب قضيه و اينكه چيزى به چيز ديگر الحاق شده است ملحق به يعنى موضوع بايد وجود داشته باشد هرچند در بعضى از اقسام موجبه وجود ذهنى تنها براى موضوع كافى مىباشد .
علت مزبور كه ايجاب حكم است اختصاص بقضاياى موجبه دارد . در قضاياى موجبه دو علت موجود است و از دو جهت بايستى داراى وجود موضوع باشند يكى از جهت اصل حكم و ديگرى از جهت قيد حكم كه ايجاب آن باشد و در قضاياى سالبه فقط علت اول يعنى
منطق نوين ( مشتمل بر اللمعات المشرقيه في الفنون المنطقيه ) ( فارسى ) — صفحة 270
مساهمون: صدر الدين محمد الشيرازي ( صدر المتألهين )
ص٢٧٠