( 208 ) بنابراين از همه اقسام پنجگانه دو قسم باقى ميماند و آن قضيه كليه و جزئيه است كه كميّت افراد در آنها معين شده است ، و هريك از آن دو قسم داراى موجبه و سالبه هستند و مجموعا چهار قسم حاصل مىشود كه آنها را محصورات يا مسورات چهارگانه مينامند .
( 209 ) لفظيكه بر كميت افراد موضوع قضيه دلالت مىكند سور ناميده مىشود زيرا سور شهر بمعنى حصار آنست و به اين جهت در هر قضيهاى كه تمام افراد يا بعض افراد طبيعت موضوع حكم قرار داده شده باشد آن را مسوره يا محصوره مينامند مثالهاى هريك از مسورات چهارگانه از اينقرار است :
موجبه كليه مثل هر انسانى خواهد مرد .
سالبه كليه مثل هيچ انسانى جماد نيست .
موجبه جزئيه مثل بعضى از مردم دانا هستند .
سالبه جزئيه مثل بعضى از مردم دانا نيستند .
( 210 ) الفاظيكه در زبان عربى براى قضاياى محصورات چهار - گانه تعيين شده اين الفاظ ميباشند : سور موجبه كليه لفظ كل و موجبه جزئيه لفظ بعض ، سور سالبه ليس كل و سالبه جزئيه ليس بعض است الفاظ ديگرى نيز ممكن است باشد كه بايستى از كتب لغت و ادب يافته شوند .
در قضيه موجبه وجود موضوع لازم است
( 211 ) قضيه موجبه بوجود موضوع نيازمند است زيرا ايجاب بدون وجود موضوع ممكن نيست لكن بيان اين مطلب محتاج بذكر