و آنكه غيرسلب و ايجاب است يا حكم بلزوم و يا حكم بعناد است .
بنابراين بيش از سه قسم براى قضيه خبرى قابل تصور نيست .
جائى كه قضيه در اولين مرحلهء تركيب بوجود آمده و تركيب و اتحاد بين مفردات به عمل آمده باشد . قضيه حمليه است . زيرا تركيب مفردات به آنست كه حكم بثبوت يكى براى ديگرى يا سلب يكى از ديگرى شده باشد .
هرگاه تركيب در مرحلهء اول نباشد و بخواهيم دو مركب را بهم مربوط كنيم و تركيب درجهء دوم را بوجود آوريم . در اين صورت بسلب و ايجاب حكم نميتوان كرد زيرا يكى از دو جزء قضيه بر ديگرى قابل حمل نيست و حكم بلزوم يا عناد خواهد بود .
( 156 ) ميتوانيم منحصر بودن قضيه خبرى را در اقسام سهگانه بدليل كوتاهترى بيان نمائيم و بگوئيم :
حكم يا منجز است و يا معلق . آنكه منجز است حمليه ناميده مىشود . و آنكه معلق است از دو حال بيرون نيست :
يا وجود و يا عدم چيزى بر وجود يا عدم ديگرى معلق گرديده و آن متصله است و يا وجود هريك بر عدم ديگرى و يا عدم هريك بر عدم ديگرى و يا وجود و عدم هريك بر وجود و عدم ديگرى معلق گرديده و آن منفصله است .
تعريف قضيهء خبريهء حمليه
( 157 ) قضيهء حمليه را ميتوانيم از طريق اجزاء يا از طريق معنى و مفاد تعريف كنيم :