تخطي إلى المحتوى الرئيسي

منطق نوين ( مشتمل بر اللمعات المشرقيه في الفنون المنطقيه ) ( فارسى ) — صفحة 247

مساهمون:

ص٢٤٧
چنين نيست زيرا حقيقت و واقع از گوينده پيروى مىكند . اگر گوينده‌اى نباشد نسبت انشائى در عالم وجود پيدا نخواهد كرد و گوينده به نسبت انشائى وجود خارجى ميدهد . و چون حقيقت ثابت اصيلى كه بگوينده بستگى نداشته باشد وجود ندارد نميتوان گفت گوينده كاذب است . زيرا در صورتى دروغ‌گو خواهد بود كه گفتارش با حقيقت يكسان نباشد و حال آنكه بگفتار خودش حقيقت را بوجود مىآورد . پس هميشه حقيقت مطابق با گفتار او مىباشد و از گفتار او پيروى مىكند ، و گفتار انشائى تابع حقيقت نيست . و اينكه نويسندهء كتاب ما وجود خارجى را به نسبت خبرى اختصاص داده است . مقصودش آن نيست كه نسبت انشائى حقيقت خارجى ندارد . بلكه مقصود او آنست كه داراى وجود مستقل از گوينده و اصيل نيست . ( 151 ) در اينجا كه نويسندهء كتاب ما از تعريف مشهور عدول نموده و گفته است : « قضيه تام خبرى آنست كه نسبت خارجى داشته باشد » علت صدق و كذب را معرف قرار داده و منشأ صدق و كذب همان وجود خارجى نسبت است و بازگشت صدق و كذب به همان وجود نسبت مىباشد . ( 152 ) اين تعريف از تعريف مشهور از جهات بسيارى بهتر و محكمتر است زيرا : « اولا » بر تعريف مشهور اشكال دور وارد كرده و گفته‌اند : قضيه خبريه آنست كه گوينده‌اش راستگو يا دروغ‌گو باشد و راست و دروغ مطابق بودن خبر با واقع است . پس قضيه بايد بتوسط راست