« چهارم » از جهت سلب و ايجاب . بموجبه و سالبه انقسام مىيابد .
« پنجم » از جهت عدول و تحصيل . معدوله و محصله بوجود مىآيد .
« ششم » از جهت كيفيت نسبت حكم . به ضروريه و ممكنه و غير آن منقسم مىشود . هريك از تقسيمات مزبور به ترتيب ذكر مىشود . و تقسيمات لفظى قضيه نيز در ضمن بيان تقسيمات معنوى بيان ميگردد .
مقدمه ( 145 )
وجودهاى اصلى و غيراصلى يا وجودهاى چهارگانه براى هرچيز
هرچيزى داراى چهار نحوه تعين و ظهور است و آنها را وجودهاى چهارگانه اشياء مينامند :
1 - وجود اصلى يعنى وجود حقيقى هرچيزى كه در خارج است و آثار خارجى از آن بوجود مىآيد .
2 - وجود علمى يعنى صورتى كه از اشياء خارجى در ذهن حاصل مىشود . وجود علمى تابع و فرع وجود خارجى است . زيرا علم صورت اشياء واقعى و حقيقى و مثال و نمايشدهندهء امور خارجى مىباشد .
صورتهاى علمى با خارج مطابقت دارد زيرا از مشاهدهء امور خارجى گرفته شده و علم تابع معلوم است . و در صورتى كه صورت ذهنى برابرى در خارج نداشته يا بر خلاف امور خارجى باشد صورت « وهمى » يعنى ساختگى ذهن است و صورت حقيقى آن شىء نيست بلكه ذهن بطور فرض آن را صورت شيىء تصور نموده و بخارج نسبت ميدهد .