شمارهء آن به اين امور بستگى دارد :
1 - اجزاء و اجناسيكه نوع با انواع ديگر در آنها شركت دارد بهر اندازه يكى از آن اجزاء در جنس كمتر باشد يكى بر عدد جنس بعيد افزوده مىشود مثلا با فقدان يك جزء يك جنس بعيد بوجود مىآيد و با فقدان دو جزء دو جنس بعيد حاصل ميگردد و تا هراندازه يكى از اجزاء مشتركه كمتر شود جنس بعيد تازهاى بوجود مىآيد و شمارهء جنسها بستگى بشمارهء درجات نقص در اجزاء دارد تا برسد بجنس بسيطيكه بيش از يك جزء از اجزاء مشتركه را واجد نيست و آن حد نهائى اجناس بعيده است .
2 - بهر اندازه بر عدد انواعيكه در اجزاء ذات با يك نوع شريك هستند افزوده شود يكى بر شمارهء جنسهاى بعيد افزوده مىشود مثلا تا وقتى كه درخت و گياه و درنده و پرنده با انسان در اجزاء ذات شريك هستند يك جنس بعيد براى انسان پيدا مىشود و وقتى سنگها و فلزها بر شركايش افزوده شدند يك جنس بعيد ديگر برايش بوجود مىآيد و تا هراندازه بشركاء اضافه شود يكى بر عدد جنسهاى بعيد انسان مىافزايد .
( 82 ) 3 - وقتى يكى از انواع را بنوع ديگر ضميمه كنيم و از حقيقت آنها بپرسيم جوابى براى اين سؤال هست و با ضميمه شدن نوع ديگر پاسخ ديگر پيدا مىشود و با پيوسته شدن نوع سوم بنوع اصلى ما پاسخ شايستهء ديگرى يافت ميگردد و مطابق شمارهء پاسخها عدد جنسهاى بعيد زياد مىشود زيرا شمارهء پاسخها با شمارهء جنسها
منطق نوين ( مشتمل بر اللمعات المشرقيه في الفنون المنطقيه ) ( فارسى ) — صفحة 199
مساهمون: صدر الدين محمد الشيرازي ( صدر المتألهين )
ص١٩٩