معلول ماهيت است و معلول از علت قابل تفكيك نيست چه در ذهن باشد يا در خارج .
لازم وجود بر سه قسم است :
1 - لازم ذهنى و خارجى .
2 - لازم ذهنى .
3 - لازم خارجى . و رويهم رفته چهار قسم حاصل مىشود :
( 49 / 2 ) 1 - لازم ماهيت مثل زواياى مثلث براى مثلث و زوجيت براى عدد چهار كه در ذهن و خارج با ماهيت همراه است .
( 49 / 3 ) 2 - لازم وجود هم در ذهن و هم در خارج مثل حرارت براى آتش كه همچنانكه در خارج گرمى معلول بلاواسطهء آتش است و قابل انفكاك از موضوع نيست در ذهن نيز تصور آتش بدون تصور گرمى ممكن نيست و در عين حال گرمى معلول وجود آتش است نه ماهيت آن .
( 49 / 4 ) 3 - لازم وجود خارجى مثل سياهى براى زنگى كه لازم وجود خارجى انسان است و اگر لازم ماهيت ميبود بايستى همهء افراد انسان در ذهن يا در خارج از سياهى بشره جدائى نداشته باشند .
( 49 / 5 ) 4 - لازم ذهنى مثل كليت انسان كه فقط در ذهن متصف بكليت است و در خارج تا چيزى فرد نباشد وجود نخواهد يافت و كليت مربوط بنحوهء وجود انسان در ذهن است و الا طبيعت از جهت ذات كلى و جزئى نيست و بواسطهء نحوهء وجود كلى يا جزئى مىشود .
( 49 / 6 ) مشهور لازم ذهنى و خارجى را با لازم ماهيت يكى
منطق نوين ( مشتمل بر اللمعات المشرقيه في الفنون المنطقيه ) ( فارسى ) — صفحة 167
مساهمون: صدر الدين محمد الشيرازي ( صدر المتألهين )
ص١٦٧