2 - آنكه تفكيك عارض از موضوع در وجود و يا در فكر محال است .
( 45 ) تنها اين تفاوت را با ذاتى باب ايساغوجى دارد كه بعد از ذات موضوع به آن ملحق مىشود زيرا معلول ذات مىباشد و ذاتى بمعنى ايساغوجى علت و مقوّم ماهيت است و علت ماهيت بر ماهيت مقدم است .
معنى ديگر ذاتى - عرض ذاتى در مقابل عرض غريب
( 46 ) در هرعلمى از عوارض ذاتيهء موضوع آن علم گفتگو مىشود و شيخ در منطق اشارات « 1 » آن را ذاتى باب برهان ناميده است .
ذاتى باب برهان آنست كه از جوهر و ماهيت موضوع صادر شود خواه با واسطه يا بدون واسطه باشد . در اين اصطلاح لازم ذاتى برهان شامل لوازم وجود و ماهيت هردو مىشود . بخلاف قسم اول كه محدود بلوازم بىواسطهء ماهيت بود . بنابراين تعريف ، ذاتى باب برهان شامل سه نوع محمولات عرضى مىشود :
1 - اعراضيكه بدون واسطه معلول ذات موضوع بوده و واسطه در ثبوت نداشته و با موضوع مساوى باشند .
2 - اعراضيكه بواسطهء جزء ذات كه مساوى با ذات است ( مثل فصل ) بر موضوع عارض گردد .
3 - اعراضيكه بتوسط ذاتى اول در صورتى كه مساوى با موضوع باشد بموضوع ملحق گردد . همهء اينها از جوهر موضوع صادر ميشوند و ذاتى هستند قسم اول بدون واسطه و دو قسم اخير با واسطه ميباشند .
هامش
( 1 ) صفحه 58 .