( 25 )
تقدم در ذات و تقدم در فعل
در تشكيك عامى كه ما فيه التقدم و ما به التقدم غير يكديگرند ما فيه التقدم وجود است و وجود گاهى مربوط بذات موضوع و گاهى بفعل او است . تقدم در وجود ذات مفاد هل بسيطه و طرف تقدم اسم است مثل تقدم پدر بر فرزند كه ذات پدر مقدم بر ذات فرزند است و تقدم در فعل مثل تقدم معلم بر متعلم كه طرف تقدم كلمه است و ميگوئيم معلم پيش از متعلم دانا بود و متعلم بعد از او دانا شد .
( 26 )
تقسيم لفظ از جهت مقايسه با معنى
لفظ را كه با معنى مىسنجيم سه حالت پيدا مىشود . گاهى لفظ يكى است و معنى متعدد است يعنى يك لفظ در چند معنى استعمال مىشود . و گاهى عكس اين صورت است يعنى چند لفظ در يك معنى به كار ميروند صورت سوم آنست كه لفظها متعدد و معنى نيز بسيار باشد و هرلفظى برابر با يك معنى بوده باشد .
اولى را كه يك لفظ چند معنى داشته باشد لفظ متكثر المعنى و صورت دوم و سومرا كه لفظ متعدد است لفظ متحد المعنى مينامند .
لفظ متحد المعنى
( 26 / 2 ) لفظهاى متعدد اگر همگى براى يك معنى باشند مترادف ناميده ميشوند مانند اسب و باره . و غضنفر و اسد .