تخطي إلى المحتوى الرئيسي

منطق نوين ( مشتمل بر اللمعات المشرقيه في الفنون المنطقيه ) ( فارسى ) — صفحة 129

مساهمون:

ص١٢٩

( 13 )

سبب ذكر قسمتى از مباحث لفظى در مقدمه منطق كار منطقى گفتگو از خواص و آثار معانى و مطالبى است كه در ذهن حاصل مىشود و منطقى ميخواهد از آنها نتايج ذهنى ديگرى بدست آورد و الفاظ از اين مرحله دورند بنابراين بحث لفظى مناسبتى با غرض منطقى ندارد ليكن قسمتى از حالات و قوانين كلى الفاظ را كه نسبت بهمهء لغات يكسان است و اختصاص به بعضى از لغات ندارد مورد بحث خود قرار ميدهد زيرا الفاظ قشور معانى هستند و پوست حكايت از مغز مىكند و بعلاوه الفاظ آينه و نمايش‌دهنده و واسطه بين ما و معانى ميباشند زيرا معانى و امور ذهنى غيرمحسوس هستند و چون ادراكات ابتدائى ما محدود بحواس ظاهره است ناچار بايستى متوسل بالفاظ شويم زيرا الفاظ علائم و نشانىهاى معانى و روابط بين ما و معانى ميباشند و با تغيير لفظ معنى عوض مىشود و به همين جهت دانستن قوانين كلى دلالتهاى لفظى موجب رفع ابهام و اجمال از معانى است و طريق فهم و استفاده معانى را بوسيلهء الفاظ بيان مىكند و به اين سبب در مقدمهء منطق آورده شده است و اين عمل دنبالهء كارى است كه سقراط سوفسطائيان را از مغالطه بازميداشت زيرا آنان از ابهام الفاظ مشتركه و اجمال ساير الفاظ سوءاستفاده نموده و نتيجهء غلط ميگرفتند و سقراط با بيان قوانين ادبى و لفظى رفع ابهام و دفع شبهه از معانى ميكرد و مواضع غلط و علل خطاهاى لفظى را بيان مينمود .