( 14 / 4 ) 3 - دلالت عقلى . منشأ اين دلالت استدلال و تفكرات عقلانى است مثل لفظى كه از پشت ديوار شنيده مىشود به حكم عقل بر وجود لافظ دلالت مىكند و متكى بر استدلال و انتقال از معلول به علت است .
در نتيجهء اجتماع دلالتها با يكديگر شش قسم حاصل مىشود و از اين شش قسم فقط يك قسم مورد اعتبار و گفتگوى منطقى مىباشد و آن دلالت وضعيهء لفظيه است زيرا چنان كه قبلا گفته شد وسيلهء نقل معانى و افاده و استفاده تنها الفاظ هستند و تنها از دلالت لفظيهء وضعيه ضمن گفت و شنيد ميتوان فايده برد و استفاده از بقيهء دلالتها ضمنى و تبعى است به اين جهت چندان توجهى به آنها نيست . به همين جهت مصنف كتاب ما و بيشتر نويسندگان كتب منطق اسمى از دلالتهاى ديگر نبردهاند .
( 14 / 5 ) اقسام دلالت لفظيهء وضعيه
دلالت لفظيهء وضعيه بر سه قسم است : يكى اصلى و دوتاى آنها تبعى است زيرا لفظ بحسب وضع بر سه چيز دلالت مىكند : بر خود معنى و بر اجزاء داخلى و بر لوازم خارجى معنى و اقسام ازين قرارند :
( 14 / 6 ) 1 - دلالت لفظيهء وضعيه مطابقيه . و آن دلالت لفظ بر تمام معنى خود است از جهت آنكه لفظ براى آن نامگذارى شده است .
و از اين جهت مطابقيه ناميده مىشود كه لفظ برابر با خود معنى است .
( 14 / 7 ) 2 - دلالت لفظيه وضعيهء تضمنيه و آن دلالت لفظ بر يك جزء يا همهء اجزاء معنى است و باينجهت تضمنيه نام داده شده كه هر