بدنى باشد كه در نوعى از حيوان موجود است و به آن هيئت بر وجود خلق معينى استدلال شود از جهت آنكه آن هيئت ملازم با يك نوع از مزاج است و از وجود يكى از دو معلول بر معلول ديگر استدلال گردد . مثل عريض بودن اعضاء عاليه كه در انسان و شير موجود است و به آن مزاج بر وجود خلق شير كه شجاعت است براى انسان استدلال شود ( 896 ) .
( اشراق هشتم ) * ( در برهان است ) *
« مقدمه »
قياس يا افادهء تخيل مىكند و يا موجب تصديق است . اولى شعر است و از دومى . اگر يقين حاصل گردد برهان است . و اگر از آن ظن بوجود آيد خطابه است . و در صورتى كه هيچيك از ظن و يقين حاصل نشود و مشتمل بر عموم اعتراف ( 930 ) يا تسليم باشد جدل است ( 952 ) و اگر مشتمل بر اعتراف و تسليم هم نباشد سفسطه است به اين بيان صناعات پنج است ( 965 ) .
برهان از جهت اينكه يقينآور است لازم است انتاجش از جهت صورت يقينى بوده و غيرقياس نميباشد ( 972 / 2 ) .
مادهء برهان نيز بايستى يقينيات بوده باشد ( 973 - 974 ) .
يقينيات . عبارتند از : ( 900 ) .