( اشراق هفتم ) * ( در اصناف ( 865 )
ادلهاى است كه به آن احتجاج ( 866 ) مىشود ) *
از جمله استقراء است ( 868 ) .
استقراء : حكم بر طبيعت كلى است بچيزيكه در جزئيات بسيارى از آن كلى يافت شده است . چنان كه حكم ميكنى كه هر حيوانى در وقت جائيدن فك اسفلش را تكان ميدهد ( 871 ) و اين حكم از اين جهت است كه اين صفت را در حيوانات مشاهده كردهاى ( 870 ) .
استقراء افادهء يقين نميكند . زيرا بسا مىشود كه حكم مورد استقراء ( نسبت به آنهائيكه استقراء نشده ) بر خلاف آنهائى باشد كه استقراء شدهاند مانند تمساح در مثاليكه آورديم ( 873 ) .
و از جمله تمثيل است ( 869 ) .
تمثيل : ادعاكردن شمول حكم يكى از دو چيز نسبت به ديگرى است در صورتى كه در معنى جامعى با اولى شركت داشته باشد ( 885 ) .
اين گونه احتجاج نزد فقها قياس ناميده مىشود ( 886 ) و اهل جدل آن را به كار مىبرند .
تمثيل از همهء حجتها ضعيفتر است . زيرا ممكن است علت حكم در مورد اصل ( 888 ) از جهت خصوصيت ماهيت موضوع باشد ( 889 ) .
و از جمله قياس فراست است ( 895 ) .
قياس فراست در جائى است كه واسطهء حكم در قياس . هيئت