وادار ساختن اينان به پذيرش اسلام كار دشوارى بود ؟
اين گفتهها كه هدف مبارزه در اسلام انتشار دين است پايهاى ندارد ، بايد گفت كه هدف مبارزه ، تأمين آزادى براى انتشار دعوت ، حمايت از دين و برقرارى صلح است ؛ و ميان اين دو هدف تفاوت بسيار است .
با آنكه مبارزهء اسلامى ، به دليل دور بودن از ستم و تجاوز ، جنبهء دفاعى دارد ، اما ثابت « 1 » و بىتحرّك نيست ، بلكه به تعبير نظامى جديد ، دفاع تعرضى است ؛ و مفهومش اين است كه گرچه مسلمانان آغاز به تجاوز نمىكنند ، ولى براى دفاع از خود ، هرگونه تجاوزى را با تهاجم متقابل سركوب مىكنند .
ب - مبارزه براى تحكيم پايههاى صلح
پس از هجرت رسول خدا ( ص ) از مكه به مدينه ، مشركان و يهوديان اين شهر ، خود را صلح دوست وانمود كردند . وى نيز از اين امر استقبال فرمود و با آنان معاهدهاى را به امضا رساند كه آزادى عقيده و امنيت همگان را تأمين مىكرد .
رسول خدا ( ص ) با همهء قبايل صلحجو ، مثل بنى ضمره ( در غزوهء ودان ) ، بنى مدلج در ( غزوهء عشيره ) و قريش ( در غزوهء حديبيه ) پيمان بست .
او همهء تلاش خود را در راستاى هدفهاى صلح آميز به كار مىبست . هر چند كه اين امر در مواردى چون غزوهء حديبيه ، موجب ناخشنودى يارانش مىگشت .
صلح ، ضامن آرامش است . در دوران صلح حديبيه ، اسلام در ميان مردم چنان انتشارى يافت كه در دوران جنگ نيافته بود . حتى انتشار اسلام در دوران صلح چندين برابر دوران مبارزه بود .
تن دادن به صلح از نشانههاى ديندارى است :
« وَ إِنْ جَنَحُوا لِلسَّلْمِ فَاجْنَحْ لَها »
« 2 » ( اگر به صلح مايل شدند تو نيز از در صلح وارد شو ) . بنابراين اگر ديده مىشود كه رسول خدا ( ص ) همهء پيشنهادهاى صلحجويانهء دشمن را در هر زمان و مكانى مىپذيرد و بلكه به اين كار تشويق نيز مىكند ، شگفتآور نيست . در اسلام ، صلح اصلى ثابت و جنگ
هامش
( 1 ) - دفاعى را كه براى تهاجم متقابل قدرت تحرك نداشته باشد ، ثابت گويند .
( 2 ) - انفال ( 8 ) ، آيهء 61 .