و آنان را توانا مىساخت تا در اوضاع و احوال گوناگون با لياقت هر چه تمامتر مبارزه كنند .
سازماندهى صحيح : سپاه اسلامى از مهاجران و انصار و مسلمانان ديگر قبايل معروف آن دوران تشكيل مىگرديد . از اينرو افتخار پيروزىها به يك قبيله اختصاص نداشت ، همانطور كه شكست نيز موجب خفّت يك قبيله تنها نمىگرديد ، چون سپاه تركيب قبيلهاى و يا عربى نداشت ، بلكه سپاهى بود اسلامى و همهء مسلمانان ، عرب و غير عرب ، در آن شركت داشتند .
به عقيدهء من اين سازماندهى كه فقط در سايهء اعتقاد واحد به وجود آمده بود ، قبايل مخالف اسلام را وادار كرد تا آن مقاومتى را كه در برابر ديگر قبايل نشان مىدهند ، در برابر اينان نشان ندهند ؛ و اين امر موجب سهولت مأموريتهاى جنگى مسلمانان گرديد .
تسليحات خوب : تا هنگام غزوهء خندق ، برترى تسليحاتى با مشركان بود ، اما پس از آن وضعيت تسليحاتى مسلمانان رو به بهبود نهاد . براى نمونه در توصيف « كتيبهء خضرا » كه در غزوهء فتح زير فرمان رسول خدا ( ص ) بود ، نقل شده است كه عناصر اين گردان چنان غرق در آهن بودند كه جز چشمهايشان ديده نمىشد .
پيامبر ( ص ) مسلمانان را به ساختن سلاح تشويق مىكرد و مىفرمود :
« خداوند با يك تير سه نفر را به بهشت مىبرد : سازنده - كه براى او در نامهء عملش كار خير نوشته مىشود - تير انداز و آماده كنندهء براى او . پس تير اندازى و سوار كارى كنيد و بدانيد كه نزد من ، تير اندازى از سوار كارى محبوبتر است . »
عامل سوّم : جنگ عادلانه « 1 » :
تعريف جنگ عادلانه :
« اگر ملتى عليه ملتى ديگر دست ستم بگشايد و قصد خوددارى از تجاوز هم نداشته باشد ، جنگ عليه او عادلانه خوانده مىشود . »
از شرايط جنگ عادلانه اينهاست :
هامش
( 1 ) - تفاوت ميان جنگ عادلانه و مشروع و جنگ ناعادلانه تنها در اوايل قرون وسطى شناخته شد اما اندكى نگذشت كه اين انديشهء مترقى به فراموشى سپرده شد .