رفت و خود را به يكى از ستونها بست و به همان حال ماند تا آنكه خداوند توبهاش را پذيرفت .
اندكى پيش از غزوهء فتح مكه ابو سفيان به مدينه آمد و به خانهء دخترش ام حبيبه ، همسر رسول خدا ( ص ) رفت . اما وى فرش را از زير پاى پدرش كشيد ، زيرا خوش نداشت كه آن را زير پاى مشركى ناپاك ببيند ، هر چند آن مشرك پدرش باشد .
مسلمانان همهء اموال خود را در راه خدا انفال كردند . براى مثال ، ابوبكر پيش از اسلام ثروتى معادل چهل هزار دينار داشت ، اما پس از اسلام تنها يك عبا برايش مانده بود .
آيا چيزى جز اعتقاد استوار و ايمانى بزرگ مىتواند كسى را به چنين كارهاى شگفتانگيزى وادارد ؟ آيا مبارزهء مؤمنانى چنين پايدار ، با مبارزهء كسانى كه انگيزهاى جز خود خواهى و عصبيتهاى جاهلى ندارند يكسان است ؟
اهداف بلند اعتقادى مسلمانان آنان را وا مىداشت تا در راه دفاع از آنها جان فشانى كنند .
روحيهء عالى : ارتشى كه روحيه نداشته باشد ، هر چند شمار زياد ، نظمى دقيق و سلاح و تجهيزاتى ممتاز داشته باشد بىارزش است .
ارتش ايتاليا در جنگ دوم جهانى به نوترين و مرگبارترين سلاحها مجهز بود .
سازماندهى آن دقيق و شمار نيروهايش نيز بسيار زياد بود . اما روحيه نداشت و در نتيجه سربار آلمانها شد . متّفقين از مواضع اشغال شده به وسيلهء ايتاليائىها « منطقهء تهى از نيروى نظامى » تعبير مىكردند ، زيرا به محض احساس خطر واقعى يا خيالى ، بدون مبارزه ، حاضر به تسليم مىشدند . . . در نتيجه بود و نبودشان يكسان بود .
در جنگ بدر ، رسول خدا ( ص ) پيش از جنگ و در اثناى آن ، با تشويق يارانش روحيهشان را بالا برد تا به برترى نيروى قريش اعتنا نكنند . در نتيجه روحيهء مسلمانان بسيار عالى بود .
همانطور كه در مسابقهء پسران عفرا براى كشتن ابو جهل ديديم ، نوجوانها نيز از روحيهاى بسيار عالى برخوردار بودند .
آيا اگر روحيهء عالى مسلمانان نبود ، مىتوانستند كه در جنگ بدر بر مشركان پيروز شوند ؛ يا در جنگ احد مشركان را تعقيب كنند و يا در غزوهء خندق پايدارى بورزند ؟
رسول خدا ( ص ) از راههاى گوناگون و در مناسبتهاى مختلف روحيهء يارانش را بالا
الرسول القائد (شيوه فرماندهى پيامبر ص) (فارسى) — صفحة 387
مساهمون: محمود شيت خطاب الموصلي
ص٣٨٧