آن سرزمين را به اسلام دعوت كند . سپس على بن ابى طالب ( ع ) را براى گرفتن خمس نزد خالد فرستاد تا خمس و فرماندهى را تحويل بگيرد و فرمود : « ياران خالد را در پيوستن به نيروهايت و يا بازگشتن آزاد بگذار . » « 1 »
رسول خدا ( ص ) با اين عمل گروهى از سپاه را جايگزين گروهى ديگر كرد و به آن دسته از افراد سپاه اول كه دوست داشتند بدون اجبار و با طيب خاطر با برادرانشان در يمن بمانند اجازهء ماندن داد . به عبارت ديگر رسول خدا ( ص ) سپاهى را به فرماندهى خالد به يمن اعزام كرد و پس از پايان مأموريت آنها گروهى ديگر را براى تعويض فرستاد ، با اين شرط كه از سپاه نخست هر كس بخواهد مىتواند به سپاه دوم بپيوندد . « 2 »
اعزام علىّ بن ابى طالب ( ع ) به يمن : رسول خدا ( ص ) ، در رمضان سال دهم هجرى ، على بن ابى طالب ( ع ) را به يمن فرستاد تا آنان را به اسلام دعوت كند . آن حضرت پرچمى به دست وى داد و با دست خويش عمامه بر سر آن حضرت بست و فرمود : « پيش برو و به چيزى توجه مكن و آنگاه كه در سرزمين آنان فرود آمدى ، تا با تو درگير نشدهاند ، با آنان درگير مشو . » حضرت على ( ع ) همراه سيصد سوار بيرون رفت و يارانش را متفرق ساخت و آنان با تاراج و غنيمت بازگشتند . سپس آن حضرت با جمع مردم مواجه شد و آنها را به اسلام دعوت كرد آما آنها نپذيرفتند و پاسخش را با تير و سنگ دادند . على ( ع ) صفوف يارانش را تنظيم كرد و به آنان حمله برد و با كشتن بيست تن ، آنان را شكست داد و پراكنده ساخت . آن حضرت از تعقيب فراريان خوددارى ورزيد و دوباره آنان را به اسلام دعوت كرد كه با شتاب پذيرفتند و چند تن از سران آنها با پذيرش اسلام با آن حضرت بيعت كردند و گفتند : « مسؤوليت آن باقيماندهء قبيلهمان با ماست ؛ و اينها زكات ماست ، حق خدا را از آنها بردار . » - اينان از مذحج بودند - .
حضرت على ( ع ) حركت كرد و در مكه به رسول خدا ( ص ) پيوست ، كه براى حج به
هامش
( 1 ) - فتح البارى بشرح البخارى ، ج 8 ، ص 52 .
( 2 ) - ر . ك . شرح البخارى ، ج 8 ، ص 52 .