حماس بن قيس ، از قبيلهء بنى بكر ، پيش از ورود رسول خدا ( ص ) به مكه سرگرم آماده سازى اسلحهء خود بود . همسرش پرسيد : « براى چه كارى آماده مىشوى ؟ » ! گفت : « عليه محمد و يارانش . » گفت : « به خدا سوگند گمان نمىكنم چيزى بتواند در مقابل محمد و ياران او مقاومت كند . » حال با چنين روحيهاى آيا براى مقاومت و جنگ توانى باقى مىماند ؟
از ديدگاه من مكه در همان عمرهء قضا به تصرف مسلمانان در آمد . زيرا اين عمره بر روحيهء مشركان تأثيرى عظيم نهاد .
عمرهء قضا ، دلهاى قريش را فتح كرد و غزوهء فتح ، دروازههاى مكه را . از عواملى كه موجب شد قريش روحيهاش را از دست بدهد اقدام رسول خدا ( ص ) در بر افروختن ده هزار آتش به وسيلهء نيروهاى اسلامى در شب فتح ، رژهء ارتش اسلام در برابر بزرگترين فرماندهء قريش ، يعنى ابو سفيان ، و ورود ستونهاى آن از جهات گوناگون بود . نبرد فتح ، نبرد روحيهها بود ، نه نبرد در ميدان جنگ !
صلح : رسول خدا ( ص ) از همان آغاز حركت از مدينه ، تلاش داشت كه مكه معظمه را با صلح فتح كند و از اين طريق قلوب مشركان را به دست آورد تا اسلام را بپذيرند .
هدف از افروختن آتش در شب فتح ، آن هم به شكلى بىسابقه ، اين بود كه روح مقاومت قريش از ميان برود و بدون جنگ و خونريزى اسلام را بپذيرند .
رژهء سپاه اسلام در برابر ابو سفيان ، براى آن بود كه وى باور كند مقاومت بىفايده است و اين باور را به مكيان نيز انتقال دهد .
مفهوم ، اين سخن رسول خدا ( ص ) كه : « هر كس وارد خانهء ابو سفيان گردد يا در خانهاش را ببندد و يا به مسجد الحرام پناه برد در امان است . » جلوگيرى از تجمع قريش براى مقاومت و مجبور به تسليم ساختن آنان بود . ورود ستونهاى سپاه اسلام از چند سو به مكه نيز براى بيهوده ساختن مقاومت قريش بود . همچنين رسول خدا ( ص ) هنگام ورود به مكه به فرماندهان سپاه اسلام فرمان داد ، جز با كسانى كه سر جنگ داشته باشند ، نجنگند .
هدف تمامى اين تمهيدها برقرارى صلح و جلوگيرى از خونريزى بود . پس از فتح نيز رسول خدا ( ص ) نيات صلح آميز خود را فرو نگذاشت و فرمان عفو عمومى را صادر
الرسول القائد (شيوه فرماندهى پيامبر ص) (فارسى) — صفحة 301
مساهمون: محمود شيت خطاب الموصلي
ص٣٠١