تخطي إلى المحتوى الرئيسي

الرسول القائد (شيوه فرماندهى پيامبر ص) (فارسى) — صفحة 302

مساهمون:

ص٣٠٢
كرد « 1 » و فرمود : « برويد ، شما آزادشدگانيد . » رسول خدا ( ص ) همانطور كه به صلح همگانى عنايت داشت به خوشرفتارى با افراد نيز عنايت داشت و از كشتن افراد مشرك نيز جلوگيرى كرد ، به جريان زير توجه كنيد : مردان خزاعه كه با مسلمانان هم پيمان بودند ، بر پايهء كينه‌اى ديرينه ، فرداى روز فتح مردى از هذيل را كشتند . رسول خدا ( ص ) بشدت خشمگين شد و خطاب به آنان چنين گفت : « اى خزاعيان ! دست از كشتن مردم برداريد كه منافع آن بسيار است . شما يك تن از مردم را كشته‌ايد و من ديه‌اش را مىپردازم . اما از اين پس اگر كسى كشته شود ، خويشاوندانش حق دارند كه قصاص كنند يا ديه بگيرند . » آنگاه ديهء مردى را كه خزاعيان كشته بودند ، پرداخت . حتى در يك مورد ، از كشتن مشركى كه قصد داشت او را در هنگام طواف ترور كند چشم پوشيد و نسبت به او مهربانى كرد . شخصى به نام فضالة بن
هامش
( 1 ) - رسول خدا ( ص ) ، به جز اين چند تن به همهء مردم امان داد : عبد العزى بن خطل ، عبد الله بن سعد بن ابى سرح ، عكرمة بن ابى جهل ، حويرث بن نقيذ بن وهب بن عبد بن قصى ، مقيس بن صبابه ، دو كنيز خوانندهء ابن خطل يعنى فرتنا و دوستش ساره كنيز بنى عبد المطلب . اما [ دلايل آن : ] ابن خطل اسلام آورده بود و رسول خدا ( ص ) او را همراه يك مسلمان ديگر براى گرفتن زكات فرستاده بود ، كه در راه همراهش را كشت و به مشركان پيوست . روز فتح مكه او را ديدند كه به پردهء كعبه آويخته است . سعيد بن حريّت و ابو برزه اسلمى او را كشتند . اما عبد الله بن سعد بن ابى سرخ ؛ وى كاتب رسول خدا ( ص ) بود ، به مكه گريخت و پنهان شد . عثمان كه برادر رضاعى او بود ، برايش امان گرفت و رسول خدا ( ص ) به او امان داد . اما عكرمة بن ابى جهل ؛ وى به يمن گريخت ولى همسرش رفت و او را باز آورد . عكرمه مسلمان شد و در شمار فرماندهان اسلام در آمد . اما حويرث بن نقيذ ؛ وى رسول خدا ( ص ) را مىآزرد و حضرت على ( ع ) در روز فتح مكه او را از پاى در آورد . اما مقيس بن صبابه ؛ وى نزد رسول خدا ( ص ) آمد و مسلمان شد ، اما پس از آن ، به انتقام خون برادرش كه به وسيلهء يكى از انصار بطور غير عمدى كشته شده بود ، آن مرد انصارى را كشت . روز فتح مكه پسر عمويش ، نميلة بن عبد الله ليثى او را به قتل رساند . اما كنيزكان ابن خطل ؛ اين دو در هجو رسول خدا شعر مىخواندند . يكى از آنها كشته شد و براى ديگرى امان گرفتند و پيامبر خدا ( ص ) به او امان داد كه تا مدتى بعد زنده بود . اما ساره ، براى وى امان گرفتند و رسول خدا ( ص ) ، پذيرفت . دو تن از بنى مخزوم نيز نزد ام هانى ، دختر ابوطالب پنهان شدند و رسول خدا ( ص ) امان ام هانى نسبت به آن دو را امضا كرد . گفته شده است كه يكى از اين دو حارث بن هشام و ديگرى زهير بن ابو اميّه ، برادر ام سلمه بود . آن دو مسلمان شدند و از نيكان گرديدند . به اين ترتيب از مكيان يعنى سرسخت‌ترين دشمنان اسلام در روز فتح ، بجز سه مرد و يك زن كسى كشته نشد ! اين نهايت چشم پوشى و عدالت گسترى است !