مرگ من نيز با شما خواهد بود . » اين در حالى بود كه حق داشت كه ميان اقوام و خويشاوندانش در مكه بماند ، بويژه آنكه بيت الله نيز در اين شهر بود . اما روحيهء وفادارى آن حضرت مانع شد كه دوستان دوران سختى را در دوران آسايش فراموش كند .
على بن ابى طالب ( ع ) كليد كعبه را در دست رسول خدا ( ص ) ديد و گفت : « اى رسول خدا ( ص ) پردهدارى و آب دادن حاجيان را براى ما قرار ده . » فرمود : « عثمان بن طلحه كجاست ؟ » همين كه آمد گفت : « اى پسر طلحه ! اين كليد توست ، امروز روز نيكى و وفاست . »
اما ميزان وفاى به عهد آن حضرت نياز به گفتن ندارد ؛ زيرا نمونههاى آن به اندازهاى زياد است كه دشمنان بيش از دوستان گفتهاند : « او بيش از همهء مردم صلهء رحم مىكند و از همه بردبارتر و بخشندهتر و باوفاتر است . »
تواضع و فروتنى : خويشتن دارى در حالت پيروزى و شكست ، دشوارترين خصلتى است كه بايد در يك فرماندهء برجسته موجود باشد .
چه بسا كه خويشتن دارى در حالت شكست از حال پيروزى آسانتر باشد ، پيروزىها است كه اخلاق فرماندهان را دستخوش تحول مىكند .
اما پيروزى مسلمانان در فتح مكه ، موجب افزايش تواضع پيامبر ( ص ) نسبت به خداوند گرديد . تا آنجا كه مسلمانان در آن روز ديدند كه از فرط تواضع چنان خم شده كه نزديك است محاسن وى به زين اسب برسد ؛ و اشك در چشمان او حلقه زده است .
چنانچه پيروزى بزرگ مسلمانان را با پيروزىهاى اندكى كه موجب غرور و تكبر ديگر فرماندهان مىشود مقايسه كنيم ، ارزش فروتنى پيامبر ( ص ) چندين برابر مىشود .
فروتنى رسول خدا ( ص ) براى همهء فرماندهان پيروز درس آموز است . براستى كه در لحظهء پيروزى داشتن چنين رفتارى ، بس دشوار است .
عقيده : ديديم كه چگونه ام حبيبه ، همسر رسول خدا ( ص ) ، زير انداز آن حضرت را از زير پاى پدرش كشيد ، در حالى كه وى خستهء سفر بود و از مدتها پيش او را نديده بود . دليلش اين بود كه او مشرك ، - حتى پدرش - را ، لايق آن فرش نمىدانست .
هنگامى كه ابو سفيان همراه عباس ، عموى پيامبر ( ص ) قصد شرف يا بى نزد آن حضرت را داشت ، چشم عمر به آن دو افتاد . بلافاصله چادرش را ترك كرد و با شتاب
الرسول القائد (شيوه فرماندهى پيامبر ص) (فارسى) — صفحة 304
مساهمون: محمود شيت خطاب الموصلي
ص٣٠٤