عمير به آن حضرت نزديك شد و در پى فرصتى براى كشتن وى بود . رسول خدا ( ص ) او را صدا زد و گفت : « با خودت چه فكر مىكردى ؟ » ! گفت : « هيچ ! ذكر خدا مىگفتم ! » رسول خدا ( ص ) تبسمى فرمود و با مهربانى دست بر سينهاش نهاد . آن مرد بازگشت و مىگفت : « هنوز دست از روى سينهام بر نداشته بود كه هيچ يك از مخلوقات خداوند نزد من از او محبوبتر نبود ! »
هدف تلاشهاى صلح آميز رسول خدا ( ص ) اين بود كه به دلهاى مردم الفت بخشد و آنان را يكپارچه سازد تا اسلام را بپذيرند . براى قريش كه روزى سرور بدون رقيب عرب ؛ و از همهء آنان با فرهنگتر ، نيرومندتر و ثروتمندتر بود پذيرش چنين سرنوشتى در خانهء خودش ( بيت الله الحرام ) ، بسيار دشوار بود .
اگر چنين رفتار صلح آميزى ، و دور از انتظارى نبود ، پذيرش چنين سرنوشتى براى اعراب دشوار مىنمود ؛ و به اين سادگى اسلام را نمىپذيرفتند و پرچم جهاد را بر نمىافراشتند . اما اين رفتار رسول خدا ( ص ) موجب شد كه سرسختترين دشمنان اسلام ، به پرچمداران پر شور اين دين تبديل گردند .
اين نكته را هم بايد افزود كه صلح و مسالمت ، از اعتقادهاى قلبى اسلام است . قرآن كريم مىفرمايد :
« وَ إِنْ جَنَحُوا لِلسَّلْمِ فَاجْنَحْ لَها »
« 1 » ( اگر به صلح گراييدند ، تو [ نيز ] بدان گراى ) .
وفادارى : تاريخ نظامى سرشار از اعمال ستمگرانه و انتقامجويانهء پيروزمندان است .
و همانند وفادارى رسول خدا ( ص ) در تاريخ به ندرت ديده مىشود و بلكه مانندى برايش نمىتوان يافت .
انصار كه مىديدند رسول خدا ( ص ) پس از يك جدايى دراز مدت ، به شهر محبوب خود بازگشته و اقوام و خويشاوندانش پيرامون او را گرفتهاند ، با يكديگر مىگفتند : « آيا فكر نمىكنيد كه رسول خدا ( ص ) پس از فتح سرزمين و شهرش در آنجا اقامت بگزيند ؟ » « اما رسول خدا ( ص ) بىدرنگ از آنها پرسيد : « چه گفتيد ؟ » پس از آنكه با اندكى درنگ آنچه را كه در دلشان گذشته بود بازگو كردند ، فرمود : « پناه به خدا ، زندگى من با شماست
هامش
( 1 ) - انفال ( 8 ) ، آيهء 61 .