تخطي إلى المحتوى الرئيسي

الرسول القائد (شيوه فرماندهى پيامبر ص) (فارسى) — صفحة 223

مساهمون:

ص٢٢٣
تا كاروان قريش را در راه بازگشت از شام به مكه مورد تعرض قرار دهد . مسلمانان پس از مصادرهء كاروان و به اسارت گرفتن چند تن از همراهان آن به مدينه منوره بازگشتند . و - سريهء زيد بن حارثه به طرف « 1 » رسول خدا ( ص ) در جمادى الاخر سال ششم هجرى ، زيد بن حارثه را به « طرف » فرستاد . او همراه پانزده رزمنده به بنى ثعلبه حمله كرد و تعدادى شتر و گوسفند را به غنيمت گرفت . اعراب گريختند و زيد پس از چهار شب دورى از مدينه ، بامدادان شب چهارم به سلامت به مدينه رسيد . ز - سريهء زيد بن حارثه به حسمى « 2 » در جمادى الآخر سال ششم هجرى ، رسول خدا ( ص ) زيد بن حارثه كلبى را همراه پانصد رزمنده به حسمى فرستاد . زيد شب‌ها حركت مىكرد و روزها پنهان مىگشت . او راهنمايى از بنى عذره با خود داشت . پس از رسيدن به حسمى مسلمانان ، بامداد به آنان حمله كردند و شمار زيادى از آنها را كشتند و هزار شتر و پنج هزار گوسفند را به غنيمت بردند و صد زن و كودك را به اسارت گرفتند . اما زيد بن رفاعهء جذامى همراه چند تن از مردان قبيله‌اش نزد رسول خدا ( ص ) رفت و نامه‌اى را كه آن حضرت هنگام اسلام آوردن براى او و قبيله‌اش نوشته بود نشان داد . آن حضرت على بن ابى طالب ( ع ) را نزد زيد فرستاد و فرمان داد تا اموال و زن و فرزند مردم را به آنان واگذارد . اين سريّه به آن سبب انجام شد كه رحية بن خليفهء كلبى يك بار در راه بازگشت از نزد قيصر به مدينه ، در مسير خود با هنيد بن عارض و پسرش عارض بن هنيد و گروهى از مردم جذام در محلى به نام حسمى برخورد كرد . آنان راه را بر او بستند و اموال او را بجز يك پيراهن كهنه به غارت بردند . رحته نزد رسول خدا ( ص ) آمد و موضوع را گزارش
هامش
( 1 ) - طرف : آبى است نزديك مراض مقابل نخلستان . فاصلهء آنجا تا مدينه 36 ميل است و در راه بصره به محجه واقع است . ر . ك : طبقات ابن سعد ، ج 2 ، ص 87 . ( 2 ) - حسمى : زمينى است در بادية الشام ، ميان آنجا تا وادى القرى دو شب و از وادى القرى تا مدينه شش شب راه است . ( معجم البلدان ، ج 3 ، ص 276 . ) اين سرزمين از جنوب به دامنه‌هاى كوه‌هاى بتراء و از شرق به مرزهاى اردن و سعودى محدود است و منطقه ارم را در بر مىگيرد . مساحت آن در بخش اردنى به پنج هزار كيلومتر مربع مىرسد .
الرسول القائد (شيوه فرماندهى پيامبر ص) (فارسى) — صفحة 223 | محمود شيت خطاب الموصلي / عبدالحسين بينش