3 - بنى قريظه در دژهايشان كه در حومهء مدينه منوره بود .
روند مبارزه :
1 - وضعيت مسلمانان ، بويژه پس از پيوستن بنى قريظه به احزاب ، بسيار دشوار گرديد . امكان آمد و شد مخفيانه در شهر و مورد تعرض قرار دادن زنان و كودكان ، براى يهوديان وجود داشت . بويژه اينكه آنها اهل شهر بودند و راهها را خوب مىشناختند . اين امر موجب سلب اطمينان رزمندگان صحنهء پيكار نسبت به سرنوشت خانواده و زن و فرزندشان مىگشت و بر روحيهء آنان تأثير مىگذاشت .
همچنين براى يهوديان امكان داشت كه با انجام يك حركت جسورانه محور بازگشت مسلمانان را در داخل مدينه قطع كنند و فرصت اشغال خندق را براى احزاب ، بدون برخورد با مانع در خور توجهى ، فراهم آورند .
پيمان شكنى بنى قريظه بر روحيهء مسلمانان تأثير بسيار بدى داشت .
2 - يهوديان مردى را داخل مدينه فرستادند و او موفق گرديد به جايگاه اسكان زنان و كودكان راه يابد . اما نتوانست كه بازگردد و اخبار مربوط به آن جايگاهها و ميزان استحكام و استوارى آنها را به يهود گزارش دهد ، زيرا زن مسلمانى « 1 » او را ديد و حركاتش را زير نظر گرفت و به مقاصدش پى برد و با استفاده از تيرك چادر ، او را از پاى در آورد .
اين يهودى در حقيقت يك گشتى شناسايى بود كه مىخواست با گردآورى اطلاعات لازم دربارهء جايگاه زنان و كودكان ، راه را براى تهاجم يهوديان هموار سازد . اگر چنين حملهء غافلگيرانهاى انجام مىشد ، با توجه به اينكه مسلمانان از جايى پشتيبانى كافى نمىشدند ، ناچار بودند ، براى كمك به زن و فرزند و اموال خود ، مواضع اصلىشان را ترك كنند .
كشته شدن اين يهودى ، مسلمانان را از يك خطر ناگهانى رهانيد . زيرا به دنبال آن يهوديان پنداشتند كه نيروهاى اسلامى به شدت از شهر پاسدارى مىكنند و چيره شدن بر چنين نيرويى آسان نيست . از اين رو به درون دژهاى خود خزيدند و فكر خروج را از
هامش
( 1 ) - اين زن صفيه دختر عبد المطلب عمهء پيامبر ( ص ) بود . ر . ك : سيرهء ابن هشام ، ج 3 ، ص 246 .