بردن مسلمانها را ندارند . قبايل عرب نيز از تهاجم به مدينه بازماندند و طمعشان از اين شهر بريده شد ؛ زيرا كه هر كدام به تنهايى در سرزمين خودش مورد تهاجم سپاه اسلامى قرار گرفته يكى پس از ديگرى مغلوب مسلمانان شدند .
يهوديان نيز به تنهايى ناتوانتر از آن بودند كه بتوانند مسلمانان را مورد تعرض قرار دهند ، با اين وجود منتظر فرصت مناسب بودند .
قريش ، يهود و ديگر قبايل چارهاى جز اين نداشتند كه براى از ميان بردن مسلمانان نيروهايشان را در يك جبهه واحد سازماندهى كنند . زيرا مسلمانان چنان نيرومند شده بودند كه از ميان بردن آنها جز از طريق بسيج همهء نيروهاى مادى و معنوى مخالف امكان پذير نبود . مأموريت گرد آورى نيروهاى مشركان و يهود اطراف مدينه به يهوديان زخم خوردهء بنى نضير واگذار گرديد . اينان موفق شدند ، همه نيروهاى مخالف اسلام را بسيج كنند . اين نيرو از نظر مادى بر مسلمانان برترى چشمگيرى داشت و مىتوانست دين جديد را از بين ببرد .
نيروهاى طرفين :
مسلمانان : سه هزار رزمنده به فرماندهى پيامبر ( ص ) .
مشركان : ده هزار نفر ، بجز نيروهاى يهود بنى قريظه ، شامل چهار هزار تن از قريش ، شش هزار تن از بنى سليم ، اسد ، فزاره ، اشجع و غطفان .
فرماندهى قريش با ابوسفيان بود .
فرماندهى غطفان را عيينة بن حصن و حارث بن عوف با هم بر عهدهء داشتند .
فرماندهى نيروى چهار صد نفرى اشجع با مسعود بن رخيله بود .
قبيلهء سليم هفتصد تن بودند و فرماندهى آنها با سفيان بن عبد شمس ، هم پيمان حرب ابن اميه بود .
فرماندهى بنى اسد را طلحة بن خويلد اسدى بر عهده داشت .