آيا انگيزهء چنين گفتارى چيزى بجز استوارى اعتقاد و عظمت ايمان بود ؟ آيا افراد بى اعتقاد ، و كسانى كه جز خواستههاى جاهلى ، خودخواهى و جاه طلبى در دلشان نيست ، مىتوانند همانند اين افراد داراى يقين ثابت و اعتقاد استوار بجنگند ؟
روحيهء عالى : رسول خدا ( ص ) پيش از جنگ و در اثناى نبرد به يارانش جرأت بخشيد و عزم و ارادهء آنها را استوار ساخت ، تا به برترى شمار و تجهيزات قريش اعتنا نكنند . روحيهء عالى تنها منحصر به بزرگسالان و رزمندگان نبود ، بلكه كودكان جنگ نديده و پيكار نكرده نيز از روحيهاى عالى برخوردار بودند .
عبد الرحمن بن عوف مىگويد : « در جنگ بدر به صف ايستاده بودم كه متوجه شدم در چپ و راست من دو جوان كم سن و سال قرار دارند . گويى از حضور آنان در كنار خودم احساس ناامنى مىكردم . ناگهان يكى از آنان دور از چشم دوستش به من گفت :
« اى عمو ، ابوجهل را به من نشان بده . » گفتم : « مىخواهى با او چه كنى ؟ » گفت : « با خدا عهد كردهام كه اگر او را ببينم [ با او بجنگم و در اين راه ] يا او را بكشم يا خود كشته شوم .
جوان ديگر نيز دور از چشم همراه خود سخن او را تكرار كرد . آنگاه من ابوجهل را به آن دو نشان دادم و آن دو مانند دو باز شكارى به او حمله كردند و او را كشتند . » اين دو قهرمان خود نيز در جنگ بدر كشته شدند . آنان عوف « 1 » و معوّذ « 2 » ، فرزندان حارث خزرجى انصارى بودند و مادرشان عفراء نام داشت .
هنگامى كه روحيهء نوجوانها چنين عالى باشد ، روحيهء مردان چگونه است ؟
هامش
( 1 ) - عوف بن عفراء : عفراء كنيزى از بنى نجار بود . نام پدر عوف حارث بن رفاعه و او نيز از بنى نجار بود . وى از جملهء شش نفر انصارى بود كه نخستين بار در مكه اسلام آوردند و در هر دو پيمان عقبه حضور داشت . عوف در جنگ بدر شركت جست . در هنگام رويارويى دو سپاه عوف بن عفراء گفت : « اى رسول خدا ( ص ) كدام كار بنده خدا را مىخنداند » ؟ گفت : « اينكه او را ببيند در جنگ فرو رفته با تن برهنه مىجنگد » . عوف زرهش را كند و پيش رفت و جنگيد تا كشته شد . او پس از مضروب شدن ابوجهل توسط وى به شهادت رسيد ؛ و ابوجهل نيز بر اثر ضربههاى آنان از پاى در آمد . ر . ك . طبقات ابن سعد ، ج 7 ، ص 492 ؛ الاصابه ، ج 5 ، ص 42 ، رديف 6087 ، اسد الغابه ، ج 4 ، ص 155 و الاستيعاب ، ج 3 ، ص 1225 ، رديف 2002 .
( 2 ) - معوذ بن عفراء : برادر عوف ، او در عقبهء دوم با هفتاد تن از انصار و نيز در جنگ بدر شركت داشت . ابوجهل با ضربهء او و برادرش به سختى مجروح شد امّا در همان حال به آنها حمل كرد و هر دو تن را كشت . ابوجهل بر زمين افتاده بود تا آنكه عبد الله بن مسعود او را كشت . معوذ فرزندى نداشت . ر . ك . طبقات ابن سعد ، ج 7 ، ص 492 ؛ الاصابه ، ج 6 ، ص 129 ، ( تسلسل 8157 ) ؛ اسد الغابه ، ج 4 ، ص 402 و الاستيعاب ، ج 4 ، ص 1442 ( تسلسل 2423 ) .