تخطي إلى المحتوى الرئيسي

آيين نبرد در عصر پيامبر ( ص ) ( فارسي ) — صفحة 78

مساهمون:

ص٧٨

6 - 1 . سان ديدن از نيروها

فرمانده كل سپاه اسلام در دو منطقه تجمع و استقرار از سپاه سان مىديد و طى آن از سربازان بازديد و براى حركت يا جنگ ، منظم مىفرمود . توان نظامى آنان را مورد بررسى قرار مىداد و بيماران ، كودكان و افراد معذور را باز مىگرداند . سپس ضمن تشويق لشكريان به جنگ ، فرمانهاى لازم را به فرماندهان صادر مىنمود . آنگاه چنانچه به سريه‌اى اعزامشان مىداشت آنان را وداع مىگفت و در انجام مأموريت براى آنها آرزوى پيروزى مىفرمود ، مانند سريهء عبدالرحمن بن عوف به دومة الجندل ، سپاه زيد بن حارثه براى جنگ با روم ( غزوهء موته ) . هرگاه هم كه خود عازم غزوه‌اى بود ، رزمندگان را همراهى و فرماندهى مىكرد . رسول خدا ( ص ) از سپاه اسلام سان مىديد و نيروها را مرتب مىفرمود . در رژه پيش از فتح مكه و در آستانهء ورود به شهر سه دسته از سواران مقدمهء لشكر را تشكيل مىدادند و پس از آن ، اين دسته‌هاى رزمى به اين ترتيب قرار داشتند : مهاجران و انصار ، غفار ، اسلم ، بنىعمر ، بنى كعب ، مزينه ، جهينه ، بنى ضمره و خضراء . دسته‌هاى سوار به اين صورت سازمان يافته بودند : بنوسليم در پيش ، جهينه در وسط و گردان خضرا در آخر و ترتيب حركت آنها چنين بود كه اين نيروها بايد از مقابل ابوسفيان و سان‌بينندگان عبور مىكردند و جايگاه فرمانده كل ، در گردان خضرا قرار داشت و هر دسته‌اى چند پرچم داشت . پرچم بزرگ به دست على بن ابىطالب بود كه در زمرهء گردان فرمانده كل و در صف آخر جاى داشت . مراسم رژه با لباس رزمى كامل اجرا مىشد ، به طورى كه از عناصر گردان خضرا تنها چشمانشان پيدا بود . طلايه‌داران و سواران در پيشاپيش حركت مىكردند و بنى سليم متشكل از هزار سوار در مقدمه بود . پيامبر ( ص ) فرماندهان گردانهاى رژه رونده را تعيين مىكرد . فرمانده كل ، خالد بن وليد را با سه گردان در مقدمه قرار داده بود : گردان اول به فرماندهى عباس بن مرداس سلمى ، گردان دوم به فرماندهى خفاف بن ندبه و گردان سوم به فرماندهى حجاج بن علاط . پس از آنها زبير بن عوام در گردان مهاجران و انصار و ابوذر غفارى در گردان غفار و . . . قرار داشتند .

7 - 1 . قرار دادن نيروها در جايگاه مناسب

مأموريت جنگى سپاه اسلام گوناگون و تخصصهاى نظامى آن متنوع بود ، مانند شناسايى ،
آيين نبرد در عصر پيامبر ( ص ) ( فارسي ) — صفحة 78 | ضاهر وتر / عبدالحسين بينش