و انصار در جنگ بدر و ديگر نبردها ، دوشادوش هم جنگيدند و هستهء سپاه اسلام از هر دو گروه تشكيل مىشد .
2 - 1 . سياستگذارى براى گشوده نگهداشتن باب گفتوگو
پس از پايان جنگ و موافقت طرفين براى پايان دادن به منازعه ، باب گفت و گو باز مىشود و فرماندهى كل به مقتضاى شرايط تصميم مىگيرد .
رسول خدا ( ص ) در گفت و گوى با يهود ، نسبت به آنها سختگيرى فرمود ، زيرا از برخى آنان خواست كه از اراضى خود بيرون بروند ، سلاحشان را گرفت ، و زنان و كودكان و مقدارى از اموالشان را به آنها بخشيد . ولى عدهء ديگرى را كه نقض عهد كرده ، با دشمن از در دوستى درآمده بودند به قتل رساند .
اما در مذاكره با قريش در صلح حديبيه ، آسانگير بود و همهء خواستههايشان را مىپذيرفت . در اين غزوه شروطى را پذيرفت كه به اعتقاد برخى ، اين شروط برخى حقوق سپاه اسلام را سلب مىكرد . با وجود اين حضرتش آن شرايط دشوار را امضا فرمود .
رسول خدا ( ص ) در هر حال تحقق بخشيدن به سياستهاى كلى و رسيدن به اهداف اصلى را دنبال مىكرد كه گاه با سختگيرى و گاه با مدارا تأمين مىشد .
3 - 1 . برنامهريزى براى شناسايى دشمن
رسول خدا ( ص ) دشمن شمارهء يك اسلام يعنى قريش و شيوهء رفتار با او را تعيين فرمود . آنان وى را از ديارش بيرون رانده بودند و اينك تصميم جنگ با آن حضرت را داشتند . پيامبر خدا ( ص ) نيرو و تجهيزاتش را عليه آنها به كار گرفت ، و چندين بار با آنها جنگيد و سرانجام پيروز گرديد و آنان را تسليم خواستههاى خويش ساخت .
اما يهوديان آشكارا دشمنى و پيمانشكنى مىكردند و بر روى آن حضرت سلاح مىكشيدند .
پيامبر ( ص ) نيز چارهاى جز اين نداشت كه با آنها بجنگد و در همان نخستين نبردها جلاى وطنشان را طرحريزى كند .
پيامبر اكرم ( ص ) تا پيش از آنكه قبايل عرب با وى به جنگ نپرداخته و مدينه را مورد هجوم نظامى قرار نداده بودند ، هرگز به جنگ با آنان برنخاست . از آن پس بود كه حضرتش