1 . سرّى بودن ؛ مانند يورش به جماعت بنى سليم در غزوه بُحران .
2 . سكوت ؛ مثل همهء يورشها بويژه غزوهء بنى سليم ، بنى مصطلق ، جنگ بدر و ديگر سريههاى اعزامى .
3 . غافلگيرى ؛ مانند همهء سريهها و غزوهها بويژه غزوه بدر .
4 . غافلگيرى همراه با يورش ؛ مانند غزوههاى بنىقريظه و خيبر و سريهء على بن ابىطالب به سوى بنىسعد و سريه اسامة بن زيد .
5 . سرعت ؛ مانند پيكار با بنىمحارب و بنىثعلبه در غزوهء ذات الرقاع و ديگر سريهها .
6 . خدعه در زمان و مكان ؛ مانند غزوههاى خندق و خيبر .
فرماندهان و رزمندگانى كه اجراى يورش را به عهده داشتند ، بايد قدرت بدنى زيادى مىداشتند ، شنوايى و بينايى آنان كامل مىبود و به سرفه و ديگر بيماريهايى كه ممكن بود موجب كشف عمليات گردد ، مبتلا نمىبودند .
همچنين پيامبر اكرم ( ص ) هدف و زمان حمله را مشخص مىنمود مانند غزوهء خيبر . گاهى مكان را نيز تعيين مىكرد مانند غزوه خندق . گاه هم زمان و هم مكان حمله را تعيين مىفرمود مانند سريه اسامة بن زيد به أبنى . در اين سريه ، دشمن هم در زمان و هم در مكان غافلگير شد و توان مقابله با سپاه اسلام را از دست داد .
پرهيز از ايجاد هياهو از ديگر فرمانهاى نظامى پيامبر خدا ( ص ) بود . به اشارهء آن حضرت در جنگ بدر زنگها را از گردن شتران گشودند . آن بزرگوار پيوسته در اجراى يورش ، به ابتكار اسلوبها و راههاى جديد نظامى تشويق مىفرمود .
6 - 3 . خدعه
خدعه ، فن فريب و پوشيدن حقيقت از دشمن و انجام كارهاى گمراه كننده به منظور برگرداندن توجه دشمن از سوى حركت ، مكان استقرار و امور اساسى سپاه خودى است .
اجراى اين اصل نظامى در دو سطح تاكتيكى و استراتژيكى جنگ ضرورى است .
رسول خدا ( ص ) اهميت خدعه را در جنگها دريافته بود . از اين رو ، براى آن طرحريزى مىكرد و آن را به بهترين وجه ممكن به اجرا درمىآورد . آن حضرت خدعه را جزو جنگ به شمار