و دشمن را به حال خودش وا مىنهاد تا به هر سو بخواهد بگريزد . آن حضرت ، فرماندهان سريهها را نيز به عدم تعقيب توصيه مىفرمود ، زيرا تعقيب را براى تأمين هدفهاى نظامى و سياسى بىفايده مىديد .
توجه به ماجراى غزوهء سويق نشان مىدهد كه رسول خدا ( ص ) اجازه تعقيب ابوسفيان را نداد ، زيرا مىدانست كه اگر او در چنين وضعيتى به مكه برسد ، مشركان مكه را بسيج و آمادهء جنگ مىكند و در اين صورت نتيجه به زيان سپاه تعقيب كننده خواهد بود .
در غزوهء ذات الرقاع ، پس از آنكه رسول خدا ( ص ) بر بنىمحارب و بنىثعلبه ( از غطفان ) پيروز گرديد ، شكستخوردگان را مورد تعقيب قرار نداد ، زيرا چنانچه به غطفان مىپيوستند ، به زودى نيروى بزرگى را تشكيل مىدادند كه پيروزى بر آنها دشوار بود .
در غزوهء غابه ، پس از گريختن دشمن ، سپاه اسلام تا « ذى قرد » پيش رفت و از همانجا كه آمده بود بازگشت .
پس از آن نيز سريههاى بسيارى را براى جنگ با دشمن اعزام كرد و به همهء آنها فرمان داد كه در صورت پيروزى اقدام به تعقيب دشمن نكنند .
در رهنمودهاى آن حضرت به ابوسلمة بن عبدالاسد مخزونى ، هنگام اعزام وى براى تأديب بنى اسد چنين آمده است : « پيش برو تا به سرزمين بنى اسد برسى و پيش از آنكه مورد هجوم واقع گردى ، به آنان حمله كن » . قضيه در ديگر سريهها نيز از همين قرار بود و تا انجام آخرين سريه يعنى سريهء اسامة بن زيد به ابْنى مسلمانان از تعقيب دشمن خوددارى مىورزيدند .
5 - 3 . يورش
از گزارشهاى مربوط به تاريخ جنگهاى پيامبر چنين برمىآيد كه آن حضرت يورش را با همان شرايط و ويژگيهايى كه در جنگهاى جديد معمول است به كار گرفت ؛ حتى در زمان كنونى يورش از نظر اجرا و حسن انتخاب فرماندهان به سطح پيشين آن نمىرسد . اين فرماندهان را از ميان رزمندگان دلاور ، شجاع ، سالم ، هوشمند و با شخصيت برمىگزيدند و داشتن اين ويژگيها آنان را در انجام موفقيتآميز يورش به دشمن مساعدت مىكرد .
يورشهاى رسول خدا ( ص ) از ويژگيهاى زير برخوردار بود :