موجب سنگينى آنان نشود . عامل اخير هم در جنگهاى دفاعى مثل جنگهاى بدر و احد به چشم مىخورد و هم در نبردهاى هجومى مانند فتح مكه و حنين و تبوك و به اين دليل مورد تأكيد بود كه سرعت و حركت سپاه بايد با شمار رزمندگان متناسب باشد .
جنگ برقآسا برترى را از دشمن سلب مىكند ، نسبتهاى هجوم و دفاع را دگرگون مىسازد ، و از خسارتهاى انسانى و مادى مىكاهد ، زيرا دشمن به وحشت مىافتد و دستپاچه و سرگردان مىشود و در چنين وضعيتى دربارهء توان خود براى جلوگيرى از تهاجم برقآسا ترديد مىكند و بدون مقاومت تسليم مىگردد . به اين ترتيب از شمار كشتهها و مجروحان طرفين كاسته مىشود .
رسول خدا ( ص ) در جنگهاى هجومى ، برترى نيروهاى خود را نسبت به دشمن حفظ مىكرد .
در غزوهء بنى قريظه در برابر نيروى 750 نفرى بنىقريظه شمار سپاهيان اسلام سه هزار نفر بود . در غزوهء خيبر شمار سپاه يهوديان هزار نفر و شمار سپاه اسلام 1500 تن بود و در فتح مكه سپاه ده هزار نفرى اسلام در مقابل مجموعه اهل مكه قرار گرفتند . همچنين حفظ اين برترى در بيشتر سريههاى اعزامى مد نظر بوده است .
چنانچه ايشان در نبردى موفق به تأمين نيرويى برتر از دشمن نمىشد ، - مثل جنگ حنين - از هجوم برقآسا استفاده مىكرد . در اين جنگ شمار سپاه اسلام ، در مقابل بيست هزار نفر نيروهاى قبايل ثقيف ، هوازن و قبايل ديگر ، تنها دوازده هزار تن بود . ويژگيهاى اين هجوم اينها بود : فرماندهىاى كه با حفظ احتياط و پايدارى كامل بر اوضاع دگرگون شده مسلط شد ، تعيين زمان ، سريعتر بودن مسلمانان نسبت به دشمنان ، تغيير و تحول سريع ، انتخاب زمين متناسب با شرايط استقرار ، و شناسايى كامل دشمن . همهء اين عوامل موجبات برترى و پيروزى سپاه اسلام را فراهم ساخت .
4 - 3 . تعقيب
تعقيب عبارت است از پيگرد دشمن - پس از انجام يك هجوم موفق - با هدف نابودسازى و از بين بردن شكستخوردگان فرارى .
رسول خدا ( ص ) اين نوع جنگ را در هيچ يك از نبردهاى پيروزمندانهاش به كار نگرفت