2 . اداره آموزش
ادارهء آموزش ادارهاى است كه وظيفه آمادهسازى عناصر و نيروهاى مسلح و واحدهاى مختلف نيروهاى مسلح را براى انجام كارهاى جنگى بر عهده دارد .
آموزش در سپاه اسلام ، افراد ، گروهها ، يگانها ، تشكيلات بزرگ و همه نيروهاى مسلح را در بر مىگرفت و همه فنون رزمى را كه در ميدان نبرد رخ مىداد ، شامل مىگشت . مهمترين آموزشها اينها بودند : شناسايى ، تيراندازى ، مبارزه ، اصول نبرد در اثناى درگيرى ، پيشى گرفتن در نبرد ، غافلگيرى ، يورش ، تحرك پنهانى ، مراقبت ، حركت شبانه ، راهپيماييهاى طولانى ، اصول استقرار ، تعاون ، اصول جنگهاى بازدارنده ، برق آسا ، انقلابى و روانى ، استقامت ، ايستادگى در برابر دشمن و تحمل همهء دشواريهاى تأمين تداركات . همچنين ، آموزش ، جنگ عليه دژها ، خندقها و شهرها را نيز در برمىگرفت . در اين ميان فرمانده كل سپاه اسلام براى آموزش سواركارى اهميت ويژهاى قائل بود .
آنچه موجب تمايز آموزش سپاه اسلام مىشد ، تمرينهاى عملى در ميدان نبرد و شرايط جنگى بود كه از ويژگيهاى آن اينها بودند :
1 . به افراد ، گروهها و تشكيلات مهارت كافى مىبخشيد .
2 . در بارهء حالتهاى گوناگون جنگى به افراد تجربه كافى مىآموخت و آنها را چون فولاد آبديده مىساخت .
3 . نكتههاى ريز و جزئيات امور جنگى را به طور كامل به نيروهاى رزمنده مىشناساند و آنان را از خطا بر كنار مىداشت و يا دستكم از ميزان خطايشان مىكاست .
4 . نظاميان را نسبت به دشمنانشان به اندازهاى كه سزاوار بودند ، هشدار مىداد ، نه به اندازهء برنامهها و طرحهاى آموزشى كه امروزه نيروهاى مسلح مىآموزند .
5 . عناصر نظامى را از سهلانگارى ، سستى و كسالت دور مىداشت .
آموزشهاى نظامى پيوسته ادامه داشت ، زيرا فاصله زمانى ميان سريهها و نيز بين غزوهها بسيار كوتاه بود . براى مثال ، ميان سريه حمزة بن عبدالمطلب و سريه عبيدة بن حارث فقط يك ماه فاصله بود . غزوهء ذىالعشيره و سريه عبدالله بن جحش نيز تنها يك ماه فاصله داشتند .
ميان غزوه ذى امَرّ و بحران دو ماه فاصله بود و سريه محمد بن مسلمه براى تنبيه بنى ثعلبه