يهوديان همچنان به دشمنى ادامه دادند و بار ديگر جامعهء يهود و قبايل عرب مخالف را براى پيكار با سپاه اسلام تحريك كردند . دستاورد اين تحريكها برپايى جنگ خيبر بود كه طى آن مسلمانان شاهد پيروزى را در آغوش كشيدند و به اين ترتيب بزرگترين نيروى مخالف ، يعنى يهود از ميان رفت و همه يهوديان تسليم شدند .
از مشخصات جنگ يهوديان ، جنگيدن از روى دژها و مناطق مستحكم بود كه به آنان امكان مىداد تا براى طولانى كردن جنگ ، امكانات و تجهيزات نظامى را درون آنها انبار كنند . آنان دژها را به منظور تأمين دو هدف يعنى تيراندازى و ديدهبانى ، در جاهاى مرتفع مىساختند ، كه به دليل استوارى و استحكام ، نيروى مهاجم از دسترسى به آنها باز مىماند . براى تأمين آب هميشگى دژها ، چاه حفر مىكردند يا آب را از بيرون در آنها جارى مىساختند .
آنان به سلاح توجه ويژهاى داشتند . از راههاى گوناگون سلاح جديد به دست آورده ، با ايجاد تغييرهايى دوباره مورد استفاده قرار مىدادند . اينان از نظر جنگى نيز مردمانى كارآزموده بودند و با همه تجهيزات نظامى موجود محدودهء خود آشنايى داشتند .
شمار سپاهيان يهود به مراتب بيش از مسلمانان بود . در غزوهء بنى قينقاع شمار يهوديان هفتصد تن و سپاهيان اسلام چهارصد تن بود ، ولى در غزوه بنى قريظه هفتصد تن از آنها در مقابل سه هزار نفر از سپاه اسلام قرار گرفتند . در غزوهء خيبر يهوديان ده هزار نفر و مسلمانان هزار و پانصد تن بودند . يهوديان امكانات مالى فراوانى داشتند و از نفوذ اقتصادى ، سياسى و نظامى بسيارى برخوردار بودند ، ولى پراكندگى آنان موجب شده بود كه جداگانه و بدون مساعدت ديگران بجنگند . براى مثال ، در جنگ بنى قينقاع يك نفر از ديگر يهوديان به آنها نپيوست و در ديگر جنگها با يهوديان نيز اوضاع به همين منوال بود .
سپاه اسلام در هنگام نبرد با يهوديان از تاكتيكهاى زير استفاده كرده است :
1 . محاصره ؛ محاصره از شيوههايى است كه از رسيدن هرگونه كمك نظامى و تداركاتى به دشمن به طور كامل جلوگيرى مىكند .
2 . استقرار در نقاط دور از تيررس دشمن .
3 . تهاجم جبههاى به دژها ، مثل جنگ خيبر .
4 . استفاده از جنگ روانى .
5 . تقويت روحيه .
آيين نبرد در عصر پيامبر ( ص ) ( فارسي ) — صفحة 128
مساهمون: ضاهر وتر
ص١٢٨