كه در آن توانگر شود به فتنه دچار آيد و هر كه در آن مستمند شود به اندوه ، هر كه در طلبش بكوشد آن را نيابد و هر كه از تكاپوى آن بازنشيند ( دنيا خود ) نزدش آيد . ( بسان خورشيد ) هر كه را با آن بنگرد بينا كند و هر كه را به آن چشم دوزد نابينا .
186 - - 59 . و باز در وصف دنيا كه در بارهاش سؤال شده بود - : دنيا براى آن كس كه به راستى دريابدش سراى راستى و براى كسى كه آن را بفهمد ، خانهء عافيت و براى كسى كه از آن توشهء ( آخرت ) برگيرد منزل توانگرى ( و بىنيازى ) و براى آن كس كه از آن پند گيرد ، جايگاه پند است . سجدهگاه پيامبران خدا و نمازگاه فرشتگان و فرودگاه وحى او و بازارچهء دوستداران خداست ، كه در آن رحمتش را كسب كنند و بهشت را به سود برند . پس كيست كه دنيا را نكوهش مىكند ؟ با آنكه ( دنيا ) دورى خويش را اعلام كرد و جدايى خويش را ندا و فرزندانش را از فناى خود خبر داد ، با بلاى خود بلاى ( آخرت ) را نمايش داد و با شادمانى خود به سوى كسب شادمانى ( آخرت ) برانگيخت ، با عافيت آسوده گذاشت و ناگهان فاجعه ساخت تا برانگيزد و بيم دهد و بترساند و هشدار دهد ، پس مردمى آن را در صبح ندامت نكوهيدند و برخى ديگر آن را ستودند . دنيا به ايشان تذكر داد و آنان متذكر شدند و با آنان سخن گفت و آنان درست گفتند و پندشان داد و آنان هم پذيرفتند . پس اى نكوهشگر دنيا كه هم بدان فريفتهاى ! با چه چيز دنيا را نكوهش مىكنى ؟ ! تو مجرمى يا او ؟ كى تو را به خود شيفته و يا فريفته است ؟ با به خاك كردن پدران پوسيده استخوانت ؟ يا با زير خاك نمودن مادرانت ؟ چه بسيار بيمارانى كه به كف خود دوا دادى و با دست خود پرستارى كردى و برايشان نسخهء دارو گرفتى و پزشكان را بر سرشان خواندى ولى به مقصود خود نرسيدى و نيازت برنيامد ( و شفا نيافتند ) . دنيا خود را بدان برايت نمايش داد و با فرو افتادنشان ، افتادنت را نشان داد .
187 - - 60 . دنياگذرگاهى به سوى اقامتگاه است و مردم در آن دو دستهاند : كسى كه خود را فروخت و جانش را برده كرد و كسى كه خود را خريد و آزادش ساخت .
نزهة الناظر وتنبيه الخاطر ( چشم تماشا ) ( فارسى ) — صفحة 105
مساهمون: الحلواني
ص١٠٥