تخطي إلى المحتوى الرئيسي

تاريخ دولت اسلامى در اندلس ( فارسي ) — صفحة 59

مساهمون:

ص٥٩
اين نخستين پيروزى او در اين سفر جنگى بود . خليفه امارت دژ را به ابن همشك سپرد و خود لشكر به‌سمت شمال برد . دژ الكرس « 10 » بر سر راه بود و ابن مردنيش با آن همان كرده بود كه با دژ بلج كرده بود . كرس بر فراز تپه‌اى بود و گرداگرد آن همه سبزه و آب بود . پادگانى كه در دژ بود امان خواست و امان يافت . خليفه ابو يعقوب يوسف اين دژ را نيز به ابن همشك واگذار كرد . موحدين همچنان پيش راندند تا به وادى شقر رسيدند ، در آنجا خليفه برادر خود ابو سعيد را فرمان داد با سپاهى از موحدين عرب كه شمارشان به دوازده هزار تن مىرسيد به اراضى قشتاله رود و به شهر وبذه روى نهد . ابو سعيد بامداد روز بعد به مرز بلاد قشتاله در جايى به نام برج جمل رسيد . در آنجا قلعه‌اى بود كه مسيحيان از آن دفاع مىكردند . آن قلعه را به زودى گرفتند و مدافعانش را كشتند يا اسير كردند و قلعه را ويران نمودند . روز بعد - روز شنبه - به شهر وبذه « 11 » رسيدند . معلوم شد مسيحيان مهياى دفاع‌اند . از اين‌رو به محض رسيدن دشمن از شهر بيرون آمدند و ميان دو طرف جنگى درگرفت كه بخشى از سپاه عربها درهم ريخت ولى به قول ابن صاحب الصلاة اسلام پيروز گرديد . پس از اين نبرد ابو سعيد با سپاه خود بر فراز تپه‌اى مشرف به شهر بايستاد . در روز هفدهم ذو القعده خليفه نيز برسيد . لشكر خود تعبيه داد و در ميان غرش صد طبل و نعره‌هاى تكبير مردان بر لشكر قشتاله زد و تا كنار باروى شهر پيش راند . قشتاليان به درون شهر گريختند . موحدين لشكر خود را در ميان باغها و تاكستانهاى متصل به شهر ، مستقر ساختند و راه آب شهر را بستند . شامگاهان السيد ابو حفص با برادران و مشايخ و زعماء و لشكرى عظيم از موحدين گرد شهر را بگرديد و هر طرف را به سردارى داد و عربها را همه در يك سمت جاى داد . مسيحيان به شتاب تمام خندقى در خارج شهر حفر كردند و بر آن نرده‌هايى چوبين نصب كردند تا از حملهء مسلمانان آگاه گردند . روز ديگر خليفه بامداد با مشايخ موحدين پيش تاخت تا به نزديكى خندق
هامش
( 10 ) . به اسپانيايىzaraclA .( 11 ) . به اسپانيايىeteuH .