آن مسجد نيز نسبت به عظمتى كه اشبيليه يافته بود و افزون شدن ساكنانش و كثرت موحدين و هيئتهايى كه به ديدار ايشان مىآمدند ، كوچك بود . امراى بنى عباد هم در ايام دولتشان اقدامى نكرده بودند ، زيرا همه وقت ايشان مصروف امور دولتى و ساختن كاخها و عشرتگاهها مىشد و چندان به مساجد كه مركز عبادت است نمىپرداختند . از اينرو ابو يعقوب يوسف را انديشهء ساختن مسجد جامعى بزرگ در سر افتاد . و در ماه رمضان سال 567 ه فرمان آغاز كردن بنا صادر شد . مهندسان و بنايان به جد تمام به كار پرداختند . بناى مسجد سه سال و يازده ماه مدت گرفت تا سال 571 ه كه موعد بازگشت خليفه به مراكش بود . در اين زمان مسجد در پرشكوهترين و زيباترين حالت خود برپاى ايستاده بود . خليفه فرمان داد بنايان و صنعتگران به شهرهاى خود بازگردند ولى اين مسجد به صورت رسمى براى نماز و اداى خطبه باز نشد مگر هفت سال بعد . يعنى در روز جمعهء بيست و چهارم ذو الحجهء سال 577 ه / سىام آوريل سال 1182 م به دست السيد ابو اسحاق ابراهيم پسر خليفه ابو يعقوب كه والى اشبيليه بود افتتاح شد و از اين تاريخ اداى خطبه در مسجد جامع ابن عدّبس قطع گرديد . « 7 »
لازم به ذكر است كه موحدين در آغاز به تزيين و تذهيب بناها بويژه مسجدها نمىپرداختند و آن را از نظر دينى مكروه مىشمردند . بنابراين بناهايى كه از آن زمان برجاى مانده همه در عين سادگى و متانت هستند . اما هنگامى كه خلافت دينى بعد از عبد المؤمن به پادشاهى استحاله يافت ، حكام موحدين با سخاوت تمام به تزيين و تذهيب كاخها و مساجد پرداختند . مثلا منبر مسجد جامع اشبيليه مزين به صفحات طلا و نقره شد و منارهء آنكه بعدها بنا شد به گويهاى بزرگ زرين زينت يافت .
ازين پس خواهيم ديد كه منارهء اين مسجد چگونه بنا شد . اين مناره مشهور است و هنوز هم در شهر اشبيليه بر پاى است ولى قسمت بالاى آن را به برج ناقوس كليساى بزرگ اشبيليه تبديل كردهاند .
هامش
( 7 ) . ابن صاحب الصلاة ، المن بالامامه ، برگ 167 الف 168 الف و ب و 169 الف . ابن ابى زرع روض القرطاس ص 138 . ابن عذارى البيان المغرب ، القسم الثالث ص 96 .