سال پيش از افتادن آن شهر به دست قشتاليان جهان را بدرود گفت . « 15 »
( * * * ) ضياء الدين ابو محمد عبد الله بن احمد ابن البيطار در اواخر قرن ششم هجرى در مالقه متولد شد . نزد ابن الروميه درس خواند و همانند او در علم نباتشناسى و دارو حذاقت يافت . سپس از اندلس بيرون آمد و در اطراف مغرب به جستجو و تحقيق در نباتات و بررسى خصايص آنها پرداخت . در ايام الملك الكامل به مصر رفت و به عنوان پزشك خاص او به خدمتش درآمد و پس از او به دستگاه فرزندش الملك الصالح پيوست .
در مصر و شام و آسياى صغير و بلاد يونان تحقيقات خود را پيرامون نباتات ادامه داد و در اين باب دو كتاب تأليف كرد . كتاب « الجامع فى الادوية المفرده » كه در آن داروهاى گياهى معروف در آن عصر را بررسى كرده است اين كتاب برحسب حروف الفبا مرتب شده . ديگر كتاب « المغنى فى الادوية المفرده » كه برحسب معالجات اعضاء بدن مرتب شده . هم از آثار اوست « الافعال الغريبه و الخواص العجيبه » از كسانى كه نزد ابن البيطار درس خواندهاند يكى علامهء طبيب ابن ابى اصيبعه است صاحب معجم طبقات الاطباء . او فراوانى دانش و دقت فهم استاد خود ابن البيطار را بسيار ستوده است . ابن البيطار در سال 646 ه در دمشق وفات كرد . « 16 »
در اين دوره چند تن هم در رياضيات و نجوم درخشيدهاند . از آنهاست :
( * * * ) عبد الله بن محمد بن سهل الضرير ، از مردم غرناطه . قراآت و حديث آموخت و در عربيت و ادب سرآمد شد ولى به علوم رياضى دلبستگى داشت و از برخى از اصحاب ابن الصائغ ( ابن باجه ) اين علم را فراگرفت . امير محمد بن سعد امير شرق اندلس او را براى تعليم فرزندش فراخواند و او در مرسيه سكونت گزيد . چون اوضاع امير پريشان شد آن دانشمند را به حال خود رها كرد . در اواخر سال 571 ه در مرسيه درگذشت . « 17 »
( * * * ) ابو اسحاق نور الدين البطروجى المراكشى ، شاگرد فيلسوف ابن طفيل در طبيعيات
هامش
( 15 ) . التكمله شماره 304 . الاحاطه ( 1956 ) ج 1 / ص 215 و 221 .
( 16 ) . فوات الوفيات ، ج 1 / ص 204 . نفح الطبيب ، ج 2 / ص 44 و 45 .
( 17 ) . التكمله شمارهء 2056 .