تخطي إلى المحتوى الرئيسي

تاريخ دولت اسلامى در اندلس ( فارسي ) — صفحة 554

مساهمون:

ص٥٥٤
و ثروت گرديد . آنگاه زهد پيشه گرفت و در سال 578 ه براى اولين بار به مشرق آمد و حج به‌جاى آورد . در مكه از ابو حفص اليانشى سماع حديث كرد . در دمشق از ابو طاهر الخشوعى « مقامات حريرى » را فراگرفت و به اندلس بازگرديد . در آنجا به تدريس نشست و اشعار زاهدانه‌اش به دست مردم افتاد . بار ديگر در سال 585 ه به مشرق سفر كرد و باز به مغرب بازگرديد . بار سوم در سال 601 ه راه سفر در پيش گرفت و در مكه و بيت المقدس به درس نشست و حديث گفت . در ماه شعبان سال 614 در اسكندريه وفات كرد . تولدش در مرسيه يا شاطبه به سال 540 بوده است . از آثار او سفرنامهء گرانبهاى اوست به نام « اعتبار الناسك فى ذكر الاثار الكريمه و المناسك » يا به‌طور اختصار رحلهء ابن جبير است . ابن جبير در سفرنامهء خود مشاهدات و ملاحظات خود را به اسلوبى نيرومند آورده است . « 47 » ( * * * ) در اواسط عصر موحدى در عرصهء كتابت بنى عياش ظهور كردند . اينان از اقطاب بلغا بودند . خاندانى اندلسى كه به مغرب آمدند . نخستين كسى از ايشان كه به خدمت دستگاه خلافت موحدى درآمد ابو الحسن بن عياش از كاتبان خليفه عبد المؤمن و پسرش خليفه ابو يعقوب يوسف بود . ديگر محمد بن عبد العزيز بن عياش بود كاتب خليفه ابو يوسف يعقوب المنصور و پسرش الناصر ، آنگاه نوبت به ابو الحسن على بن عياش بن عبد الملك رسيد كاتب خليفه الناصر و پسرش يوسف المستنصر . شخص بارز اين خاندان ابو عبد اللّه محمد بن عبد العزيز بن عبد الرحمان بن عبد اللّه بن عياش التجيبى بود . از مردم برشانه « 48 » از اعمال المريه . به مغرب آمد و در مراكش سكونت گزيد و در ادب و علوم لغت سرآمد شد . در بلاغت و بيان و شعر قطب زمان خود بود . ابن عياش كاتب خليفه المنصور شد و او همان كسى است كه به امر المنصور بر ضد ابن رشد و يارانش چنان ادعانامهء پرطنينى را صادر كرد . پس از خليفه المنصور به دبيرى الناصر و پس از او به دبيرى يوسف المستنصر
هامش
( 47 ) . التكمله شمارهء 1581 . ( 48 ) . به اسپانيايىanahcuP