مجريطى را هجو نكرده است خليفه او را اجازت داد كه بازگردد و با مجريطى هرچه خواهد بكند . ابن حزمون به اندلس بازگرديد در حالىكه فرمان المستنصر را با خود داشت . چون به مرسيه رسيد خبر يافت كه المستنصر مرده است و بدينگونه به آرزوى خود نرسيد . ابن حزمون در سال 630 ه درگذشته است . « 35 »
( * * * ) ابراهيم بن سهل الاشبيلى . يهودى بود و اسلام آورد . در شعر بويژه در موشحات توانا بود . از بهترين قصايد او قصيدهاى است در مدح رسول اكرم . در عنفوان جوانى در رودى غرق شد به سال 649 ه . در آن هنگام كه مسيحيان اشبيليه را محاصره كرده بودند و مردم در رنج بودند ، او قصيدهاى ساخت و مردم را به صبر و پايدارى ترغيب كرد . « 36 »
( * * * ) احمد بن محمد بن عيسى . . . بن عبد الرحمان بن حجاج اللخمى ، از اشبيليه بود .
معروف بود به الافيلح ( مصفّر افلح ) اديب و شاعر بود . وزارت المتوكل بن هود بر عهده داشت . او را ارجوزهاى است مخمس در سير به نام « نظم الدرر و نثر الزهر » بهترين اثرى است در اين موضوع . در شعر امراى بنى عبد المؤمن را ستوده است . « 37 »
( * * * ) مالك بن عبد الرحمان بن على ، كنيهء او ابو الحكم بود و معروف به ابن المرحل .
از فقه و ادب آگاه بود . چندى قضاى غرناطه و ديگر شهرها داشت . شاعرى توانا بود با شعرى رقيق و مطبوع . ابن الخطيب چند قصيدهء او را نقل كرده است . در سال 699 ه وفات كرد . تولدش در سال 604 ه بوده است . « 38 »
( * * * ) ابو العباس احمد بن عبد السلام الجراوى ، از تادلا بود . در مراكش سكونت داشت .
شاعرى توانا بود و عالم به علوم ادبى و حافظ اصول بلاغت . بارها از اندلس سفر كرد .
كتاب « صفوة الادب و ديوان العرب » را براى خليفه المنصور حاوى برگزيدهء اشعار
هامش
( 35 ) . الذيل و التكمله ، الجزء الرابع ، نسخه خطى موزهء بريتانيا . البيان المغرب ، ص 74 - 77 .
( 36 ) . نفخ الطيب ، ج 4 / ص 304 .
( 37 ) . الذيل و التكمله . الجزء الاول نسخهء خطى رباط ، عكسى ، برگ 110 و 111 .
( 38 ) . الاحاطه نسخهء خطى اسكوريال برگهاى 189 - 196 .