تخطي إلى المحتوى الرئيسي

تاريخ دولت اسلامى در اندلس ( فارسي ) — صفحة 43

مساهمون:

ص٤٣
موحدين بيعت كرد . « 17 » اين روايات نادرست مىنمايند ، بلكه ابو الحجاج در آن ايام كه ابن مردنيش به دفاع از مرسيه مشغول بود ، او نيز از منطقه بلنسيه دفاع مىكرد . در واقع وقايع اين سالهاى اخير از زندگى ابن مرد نيش روشن نيست ، حتى در بعضى از روايات قشتالى آمده است كه آلفونسوى دوم پادشاه آراگون فشار موحدين را بر ابن مرد نيش فرصتى شمرد كه به اراضى بلنسيه در نزديك قطلونيه لشكر آورد و چند دژ را نيز تسخير كند . آنگاه از راه دريا و خشكى بلنسيه را مورد حمله قرار دهد . ابو الحجاج از خشكى در برابر قواى قشتاله ايستاد و ابن قاسم سردار ناوگان جنگى ابن مرد نيش در برابر ناوگان قشتاليان مقاومت كرد تا آنان را منهزم ساخت و چند كشتى را نيز به آتش كشيد . « 18 » حوادث المريه ضربهء ديگرى بر ابن مردنيش بود . ابن مردنيش المريه را از موحدين گرفته بود و يكى از سرداران خود ابن مقدم را به امارت آن فرستاده بود . چون موحدين به منطقه شرقى درآمدند و بر لورقه و بسطه غلبه يافتند به المريه نزديك شدند . پسر عم و شوى خواهر ابن مرد نيش ، محمد بن مرد نيش معروف به صاحب البسيط قيام كرد و با محمد بن هلال يكى از سرداران شورشى ابن مرد نيش درساخت و هر دو به اطاعت موحدين درآمدند و نزد السيد ابو حفص كس فرستادند و از او يارى خواستند . ابو حفص لشكرى به يارى ايشان فرستاد ، پسر عم و داماد ابن مردنيش بر شهر المريه غلبه يافت و ابن مقدم را بگرفت و بكشت . ابن صاحب الصلاة مىگويد كه پس از اين واقعه ابن مرد نيش دچار اختلال حواس شد . « 19 » بزرگترين ضربه‌اى كه در اين ايام شوربختى بر ابن مردنيش وارد آمد ، خبر ورود خليفهء موحدى ابو يعقوب يوسف به سال 566 ه با سپاه گران خود به اندلس و فرود آمدنش در اشبيليه بود . ابن مرد نيش پايان كار خود را نزديك ديد و بر اندوه و
هامش
( 17 ) . تاريخ ابن خلدون ، ج 4 / ص 166 . ( 18 ) .235 . P . ebarA aicnelaV : srabI . P . A( 19 ) . ابن صاحب الصلاة المن بالامامه ، برگ 136 ، 137 .